زیر بارانم
صدای چک چک سردی اشک آه بهمن ماه
سکوت سرد و خاموش درونم را
فرو بشکست و احیا کرد
صدای سرد و تنهایی غریب از بانگ طوفانی
که از عمق درون من ز تاریکی بتابیدش،
مرا در اوج تنهایی غربت ها
بلرزاند و ،بترسیدم
فرو کش کن ایا ای آه پر حسرت 
درون خود خودت را خرد کن بشکن
و لبخندی نشان بر لب....
همین است دار دنیایم :
به ظاهر مست و شادانم؛
درونم خامش و تاریک
در خوابم؟
بتاب ای ماه عالمتاب؛ که من نوری نمیابم
زیر بارانم؛
درون جنگلی تاریک و وحشت زای و ترس آور،
میان شاخه هایی سرد و خشکیده
و دستانی چو اهریمن
شاخه های خشک و بی برگ درختان ؛
در میان کوره راه جنگل تاریک و بی برگم ؛
در اندک پاسی از این شب،
در این تاریکی مطلق،
وجودی را برایم میکند ترسیم و حکاکی
وجودی پست و تاریک از
درون پست و تاریکم...
به خود آی ای درون من،
بگیر از کوی ایمان نور امیدی
و روشن کن مرا ای من
در این سردی بهمن ماه
ببارانم همه گرمی روح افزای ایمان را
و روشن کن درونم را
کرامت کن مرا آرامشی از جنس باورها
در این دنیای وانفسا
در این دنیای وانفسا...
دوران سالهای84-76 را با نام دوران اصلاحات میشناسند در اوان ورود به این دوران بود که با تهدیدی ساختارشکن از جانب حزب سلطنت طلب کارگزاران سازندگی روبرو گردیدیم ، برخی از اعضای این حزب خواستار تداوم ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی و تغییر در قانون اساسی گردیدند که خوشبختانه این خنجر بر آهیخته از پشت کارساز نگردید اما دوستان دشمن پرور ما نا امید نگردیده این بار حربه ای نیرومندتر را بکار گرفتند ُُُ، یعنی حمایت ازسردمدار اصلاحات: سید محمد خاتمی !!

دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی سرشاربود از کشمکش ها و تنش هایی که برخی مسیری جز بیراهه نداشت و برخی چنان سردرگم بود که حتی مسیری هم نداشت تا به بیراهه برسد...
تشکیل مجلس ششم هم در حکم روغن موتور اصلاحات بود که چرخ پرچمداری اصلاحات را سریعتر و بدون هر نوع اصطکاکی رو به جلو میراند این سبقت و تندروی و اوج ناگهانی گرچه تا حدودی حیرت انگیز بود اما گویی عوامل دست در دست هم داده بودند تا در عین حیرت پیشروی مثمر ثمری را شاهد باشیم به قول معروف در و تخته درست روی هم سوارگشته بودندو چرخ اصلاحات تکروی میدان گردیده بود اما تاریخ بارها نشان داده است هر جنبش و حرکتی که بدون چارچوب بندی و ریشه و ساختارسازی به صورتی ناگهانی پا به عرصه ی حیات بگذارد هر چند ممکن است در ابتدا خروش و صعودی قابل توجه داشته باشد اما پس از گذر زمان رفته رفته همان گونه که بصورت ناگهانی پا به عرصه وجود گذاشته بود همانطور رفته رفته محو میگردد همانند فواره ی آبی که پس از اوج و صعود سقوط را نیز بدنبال دارد همین شد که پس از سوم تیرماه 84 جنجال سازی ها و فرافکنی های ساختار شکن رفته رفته طریق زوال و انزوا را پیمود و آن شعارهای نیشدار و آبدار کم کم کمرنگ تر گردیده از صفحه محو شدند اما متاسفانه دوباره نیروهایی در حال تقویت و قدرت بخشی به مغلوب و منزوی میدان گردیده وی را رو به جلو پیش میرانند...
دوباره زمزمه ها و صداهایی از اطراف به گوش می آیند که شک آدمی را ...!
هرچند در شرایط کنونی که در نزدیکی انتخابات مجلس هشتم بسر میبریم این نوع اعمال دور از انتظار نیست ، اما باید آگاه بود که فنر فشرده و در انزوا محتاج تنها یک تلنگر و تحریک است تا دوباره رها گردیده به نوسان در آید
امسال مصادف بود با حمایت آمریکا از اصلاح طلبان و پاسخ به خوش خدمتی آنان در راستای ساختار شکنی های صورت گرفته . شاید برخی اینگونه قلمداد کنند که
سیاست جدید آمریکا بر اساس سیاست کهنه انگلیسی " تفرقه بینداز و حکومت کن" قرار داشته این گونه حمایت ها برای تفرقه اندازی دور از انتظار نیست
اما سوال اینجاست که چرا بایستی ازاین طیف حمایت گردد؟ راحت تر نبود آمریکای پر حیله ی ما به عنوان دوست ملت ایران و دلسوز سرنوشت آینده ایران از طیف اصولگرایان حمایت مینمود؟ با سابقه ی منفی که آمریکا در میان ملت ایران دارد، میتوانست از این نفرت عمومی استفاده نموده با حمایت از اصولگرایان نفرت و شک مردمی از اصولگرایی را دامن بزند اما سوال اینجاست که چرا؟
