و گوش هایشان چقدر سنگین شده اند و صداها خسته! چه بسیار فریادها که از گلوها در دره ی بیداد وا تراویدند و کشان کشان در جستجوی گوش شنوایی هیچ نیافتند و آنقدر تراویدند تا خشکیدند. . .
در این بیشه زار اندوهی که دور تا دورش را حصاری از کوههایی سخت و محکم احاطه نموده است، صدا را جز با پژواک ضعیفی دوباره در گوش خود احساس نخواهی نمود
و چه کار بیهوده ای. . .
و شرمتان باد
وای بر شما که دینداری تان زمانی است که نانی از سفره اش نصیب تان گردد و توجیه اعمال و گناهانتان را جز با دین نیست
و زمانی که سودای حمیت و غیرت و عدالتی پیش آید که از خود گذشتن و فدا نمودن آبرو و هزینه ای است بر گردن، آنچنان سکوت بر لبانتان چیره میگردد که علی را 25 سال برای حفظ دین سکوت بود

به چه می اندیشید؟
به چه می اندیشید که اینچنین علی و زینب و خاندان کرم و اخلاص را هزینه ی بی اخلاصی خویشتن مینمایید؟
به کدامین سو مینگرید؟
علی را اگر سکوت بود دین در خطر بود که اگر علی را فریادی برون می آمد ، رهنوردی نبود همنورد راهبری اش؛ علی را سکوت بود تا زمانیکه مردم را همراهی اش از سکوت بود

و شما را چه میشود؟
قدرت و حکومت را در دست ندارید و یا مجلسی برای خطبه های آتشین؟
غیرت علی را ندارید و یا از تاکتیک حسن و ایستادگی حسین بی خبرید؟
فریاد مظلومیت حسین را نمیشناسید یا کلام کیست مرا یاری کند را نشنیده اید؟
چشمانتان تیر خورده و یا دستانتان قطع گردیده که نمیتوانید مشک را به خیمه گاه برسانید که مشک رابر دندان گرفت و باز تاخت. . .
چرا؟
چرا تنها از سکوت و مصلحت هزینه میکنید و جز برای مظلومیت نمیگریید؟ ایستادگی ها و فریادها و فداکاری هایشان را هیچ به یاد ندارید؟
آخر شمارا چه میشود مگر؟
علی را اگر صبر بود ، در همان صبر داد بود وحسین را فریاد. . . نشنیده اید آیا؟ تن به ذلت ندادن و جان را فدای عزت نمودن؟
کیست مرا یاری کند. . .؟
1.jpg)
در سودای قدرت طلب تمامت خواه خویشتن چنان در قساوت قلب فرو خفته اید که گوش های کر و چشم های کورتان آه مظلومیت مظلومانمان را احساس نمیکند؛ گویی از یاد برده اید داستان ضحاک و آفریدون را یا فریاد منجی موعود ادیان را . .. !

و می آید ، آنکه بساط عیش و نوش دین فروشان را بر سرشان آوار کند و خوان عدالت را روبروی مظلومان بگستراند؛ دست نوازش بر چهره ی معصومان بکشد و اشک یتیمان را مرهم روح باشد. . .
می آید...

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
از کودکی به ما آموختند که چونان بزرگان پیش از سخن کلام را چندین بار در دهان مزه مزه کن و بعد سخن گوی تا کلامت را دیگران نیز قوه ی بلعیدن داشته باشند
جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی! آیا تا کنون چنین عملی از شما سر زده است؟ به کدامین سو مینگرید؟به چه اندیشیده اید که اینگونه سخن را بی هیچ اندیشه ای به گزافه نقل بازار نموده اید و هر دم به سازی رقص طنازی مینوازید؟

هنوز یادمان نرفته است اوایل دولت نهم را که از حضور شما در مجلس رقص و لهو چه خبر سازی ها نمودند و دیدیم چه قبیحانه از دین خود خرج نمودید و خبر ها را انکار نموده گفتید از کودکی به مجالس قرآن میرفتید و با قرآن عجین بوده اید و با این حربه قرآن را سپر بلایتان نموده خود را توجیه پاک بودن نمودید، غافل از آنکه برصیصا را عمری دراز عبادت خدای بود و با فریبی کوچک گمراه شد، جالب آنکه او عابدی بود، از بنی اسرائیل!
و حال شما را چه گردیده است که داعیه ی مهربانتر از مادر سر داده هر بار چونان آفتاب پرستی دم به دم رنگ عوض مینمائید و از پوستی به پوست دیگر رفته حتی بر موضع سخن خود نیز استوار نیستید؟
کاش به جای آنکه از مردم اسرائیل سخنی را به میان آورید، میگفتید یهودیان ساکن در فلسطین اشغالی. شاید میخواهید با طرح بشر دوستانه مردم اسرائیل ، اسرائیل غاصب را به رسمیت بشناسید و یا شاید از قدرت نطامی 60 سال در بوق و کرنای اسرائیل و پیروز بر اعراب ترسیده اید که 33 روزه به گل فرو نشست؟
مگر در حوزه ی گردشگری با آن ادعا های حیرت زایتان چقدر پیشرفت نموده اید که هنوز از یاد نبرده ایم آن آمار غلط و وعده های محقق نشده ی پارسالتان که چندی پیش در برنامه ی تلویزیونی "نگاه یک"مفتضحانه آنها را سر هم آوردید و آخر هم نفهمیدیم چه شد آنچه میگفتید شد! و باز هم در همان برنامه "نگاه یک" وعده ای دیگر دادید که منتظریم ببینیم آیا عملی میگردد یا. . .؟!!

شما را با اینها کاری نیست که تنها داعیه ی حمایت از مردم اسرائیل سر دهید و مردم خویش را از یاد برید؟
منفعتی آیا از این گزافه سخن ها عایدتان میگردد ویا نه ، بدنبال دامن زدن به اختلافات در راس نظام هستید تا در بوق و کرنای خبر سازی های آن ور مرزها هم سخنی از نام شما به میان آید. . . باشد که معروف گردید؟!!
شاید هم ادبیات هولوکاست و مبارزه با صهیون احمدی نژاد بر مزاق تان خوش نیامده یا ترسیده اید و شاید هم از جایی تهدیدی شده اید. . .؟
وشاید هم از یاد برده اید کلام امام را که فرمودند(نقل به مضمون): « همه یهودیانی که در فلسطین اشغالی اسکان داده شده اند، در حکم سربازان و اجزاء رژیم سابق هستند و برخورد با آنها همانند برخورد با سربازان اسرائیلی است. . .؟ »
پ.ن
۱- فردا ۴شنبه از ساعت ۱۲ ظهر تجمع اعتراض آمیز دانشجویی به دعوت جنبش عدالتخواه در مقابل دفتر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری واقع در خیابان آزادی جنب پل یادگار امام (ره) برگزار می شود.
۲- حالا این ادعای حمایت مشایی از مردم اسرائیل با تیرگی روابط اسرائیل و روسیه و اعلام مخالفت و مقابله ی اسرائیل از فروش موشکهای s-300 روسیه به ایران و از طرفی اعتراض اسرائیل نسبت به مسافرت احمدی نژاد به ترکیه چه ربطی داره رو تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
۳- با عرض پوزش در متن موجود هر کجا واژه نامانوس اسرائیل رو مشاهده نمودید لطفا به جای آن بخوانید "رژیم صهیونیستی"
۴- اگر فرصت داشتید به پیوندهای روزانه هم یه نگاهی بندازید
ادامه مطلب
.jpg)
امسال نهمین دوره المپیاد ورزشی دانشجویی دانشگاههای کشور در استان یزد برگزار شد، ما هم دست از پا درازتر اومدیم تو این اسراف و تبذیر بخور بخور دولتی یه چیزی هم به هیکل نحیف خودمون بزنیم آقا اومدیم وتوگروه نهضت داوطلبی عضو شدیم؛ وظیفه ی نهضت داوطلبی راهنمایی و همراهی برای مهمانان المپیاده که در فرودگاه، سالن های ورزشی ، سطح شهر و سایر نقاط اسکان یافته بودند اما ما فقط اسممون نهضت داوطلبی بود و در واقع همراه یکسری مسئولین حالا به قولی طراز اول دانشگاه هیچکاره ای بودیم که تنها از نزدیک روند پشتیبانی و تمهیدات اجرایی رو مشاهده مینمودیم وخیلی از پشت صحنه ها رو میدیدیم از اسکورت و همراهی دکتر زاهدی وزیر علوم گرفته تا زدن مهر امضای تقدیر نامه های ورزشکاران خلاصه خیلی چیزا عایدمون شد
به هر حال ما که در اصل واسه بخور بخور اومده بودیم دیدیم نه بابا اینجا تا رئیس دانشگاه چشمای تیز بینش بازه و تو همه جا سرک میکشه و فقط پشت میز ریاست نمیکنه از بخور بخور خبری نیست تنها یه روز حسابی خوردیم اونم روزی بود که دکتر واسه کاری رفته بود اصفهان و در واقع چشم دکتر رو که دور دیدند بریز بپاشی شد که نخوری از دستت رفته دکتر از اونجایی که شدیدا مخالف تجملاته همون روز اول اخطارشو به هیئت تدارکات داده بود که اگه ببینه ریخت و پاش خارج از عرفی رو ، از امضای فاکتور محرومشون میکنه و اونوقت باقالی بار کن قرضهاتو بده...! اینجوری شد که عمده ترین پذیرایی فقط آب و چایی بود که دستمریزاد همیشه بود خدا خیر بده این تدارکات چیا رو هرچند عیب و ایراد زیاد بود اما بی انصافی اه که به زحمات طاقت فرساشون توجهی نکنیم کلا بنظر من تو این برو بیای المپیاد تنها سه گروه کاری بودند که تمام وقت کار داشتند بقیه گروهها هم فقط تو یک محدوده زمانی مشخص بود که اوج کاری داشتند اون سه گروه عبارت بودند از تغذیه ، حمل و نقل و اسکان دانشجویی همین جا باید از همشون تقدیر و تشکر کرد و گفت دستمریزاد البته کلا المپیاد در حد مطلوب خودش برگزار شد و میشه گفت که بچه ها در حد شایسته گل کاشتند ساپورت بیش از 3000 میهمان کم حرفی نیست عمو دست خوش!
بگذریم در کل بگم که من تو این المپیاد انتظار چندین مورد افتضاح رو داشتم که خدا رو شکر به خیر گذشت و اعضای طراز اول هم ذکاوت و تدبیر و تاکتیک خودشونو ثابت کردند به استثنای برخی که چهره واقعی اونها هم حسابی رو شد.
خدا یارشون باشه هرکی زحمت کشید به قول دکتر در مراسم افتتاحیه:"در اینجا لازم میدانم از سایر افراد گمنامی که ما در برگزاری هرچه بهتر این مراسم یاری نموده اند تشکر نمایم اجر یاران گمناممان با خدای بزرگشان"


