تبليغاتX
.:: ژابـــــیــــــز ::.
بی گمان زیباست آزادی / ولی من چون قناری دوست دارم در قفس باشم که زیباتر بخوانم

 

اوایل دولت نهم در محافل خبری بوق و کرنایی شد که رئیس سازمان میراث فرهنگی با آن سابقه های پاکی و اخلاص و جنگ و جبهه و حزب اللهی و هزار تا طول و تفسیر دیگر در مراسمی شرکت نموده اند که آبروی هرچه  مسلمان بود را برده اند(اینجا). و چه جالب که بعد از آنهمه همهمه عزیز برادر در سانه های خبری اینگونه اعلام نمودند که اینها همه تهمتی بیش نیست و بنده از بچگی به جلسات حفظ قرآن میرفتم و با قرآن و دین و اصول مشکلی ندارم

 

گیرم که درست بچه مسلمون بودید که باشید اما آیا اسلام آورده اید که برخلاف اسلام عمل نمائید ؟ این توجیهتان را چگونه بپذیریم که تنها به خاطر سابقه رشادت های کذاییتان چشممان را ببندیم؟ عدالت که فامیل و دوست نمیشناسد؟

آقای مشایی عدالت عدالت میشناسد : درستکاری تان را اجر و پاداش است و گناهکاریتان را عقوبت! نکند از اسلام فقط ثواب را آموخته اید و پاداش را؟

 اصلا از عدالت و عقوبت چه میدانید؟

 نمیدانیدکه:

هاروت و ماروت فرشتگان مقرب الهی بودند اما چون  گناه کردند عاقبتش را هم دیدند(به چاه بابل سرازیر آویخته شدند)؟

برصیصا عابدی با سابقه ی هفتاد سال عبادت خداوند بود و چون گناه کرد عذاب شد؟

و طلحه وزبیر هم سالها در جبهه ی پیغمبر شمشیر زدند و قرآن هم از بر بودند اما دیدیم  عدالت علی را بر آنها... ندیدید؟

باز ایکاش یکبار خطا مینمودید و چشممان نمی دید

بحث دوستی با ملل اسرائیل را چگونه فراموش کنیم و ایستادگی تان بر موضع اشتباهتان؟

هشدار رهبری را که اتقوا مواضع التهم را هم انگار نشنیدید تا قاطعیت سخنشان را در آن نماز جمعه دیدید و لب به توبه گشودید؟(اینجا)

آن ماجرای مصاحبه کذایی تان را چه بگوئیم که در آن سازمان میراث فرهنگی را به بهشت شداد تشبیه نمودید و طوری طول و تفسیر نمودید که گویی مفسر قرآن و حدیث هستید و  در زمان پیامبر هم سازمان میراث فرهنگی داشتیم و حتی پیامبر برای آن حدیث داده اند (اینجا)

آنهم اینهمه تفسیر برای چه ؟ تنها به این خاطر که در مجلس طرح بحثی شده بود جهت جداسازی سازمان میراث فرهنگی از حوزه ریاست جمهوری ؟ آیا باید برای ممانعت از طرح بحث از دین هزینه کرد؟(همین میشود که میبینیم برخی طرح جدایی دین از سیاست سر میدهند آنقدر رنگ دین را بدرنگ نموده اید که تاخطایی میشود پشت دین پنهان میشوید و چونان تابویی سپر بلای خودتان مینمائید )

و باز عدم اعتراضتان و یا ترک مجلستان به رخداد اخیر توهین به قرآن را چطور میخواهید توجیه کنید؟

از دین هزینه میکنید و از دین میخورید؟ با کمال پررویی هم علنا به همان منبع رزق و روزی تان توهین میکنید؟

آقای رحیم مشایی خوابید یا خود را به خواب زده اید خود را چه فرض نموده اید مردم را تا چه اندازه به سخره گرفته اید؟ روحانیت و دین و قرأن و... را چطور؟


پی نوشت:

۱- آقای احمدی نژاد نان به نرخ دین خوری عزیزتان بس است ،  نگذارید در این اواخر آرمانهایمان را که در این دولت میدیدیم به ضد آرمان تبدیل شود  و امید گفتمان اماممان را با این موارد بی ارزش و سخیف به زیر سؤال ببرند.

اتقوا مواضع التهم دولت نهم توهم؟

۲- همچنین مشاهده کنید:   جناب آقای مشایی! سکوت لطفا

                                   آشیخ توهم!

نوشته شده توسط سید محمد علی علوی در ساعت 22:44 | لینک  | 

 اماما شاهد باش ما اعتراض کردیم

هفته ای که گذشت برای ما (من و دوستان) هفته ی دانشگاه آزاد بود و  صحنه ی زیبای  بی تقوایی و تقوا !:

به تصویر پشت آقای جاسبی دقت کنید

شنبه شب 11 آبان ماه 1387 :  نشستی برگزار نمودیم  با عنوان " باز خوانی یک پرونده " این جلسه  دانشجویی در نقد مدیریت دانشگاه آزاد با حضور " عباس سلیمی نمین " مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران  در ساعت 20 برگزار گردید و آقای سلیمی نمین جدیدترین مستندات و یافته های خود را در رابطه با مسائل مدیریتی دانشگاه آزاد بیان نمود که تشویق قابل مقایسه ای را هم در پی داشت.

 هر چند این جلسه، جلسه ای داخلی بود و اجازه ورود دانشجویان دانشگاه آزاد بدان داده نشده بود ، با این وجود تعداد قابل توجهی از دانشجویان دانشگاه آزاد در این مراسم شرکت جستند.

دوشنبه 13 آبان ماه 1387 :

 صــبـــــح : جمعی از  دانشجویان منطقه 2 دانشگاه آزاد اسلامی با آقای هاشمی رفسنجانی دیدار نمودند ایشان که گویی کمی از جلسه شنبه شب ما ناراحت بودند  بخشی از سخنانشان را به دفاع از دانشگاه آزاد اختصاص دادند.(اینجا)

       اما  بخوانید گوشه هایی از سناریوی ضد و نقیض ایشان:

      رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به سابقه تشكیل این دانشگاه و تصویب آن در شورای انقلاب فرهنگی تصریح كرد: در همان زمان در اساسنامه این دانشگاه بندی گنجانده شد كه اصلاح این اساسنامه فقط با پیشنهاد هیات موسس امكان پذیر خواهد بود و اكنون نیز هیات موسس به دنبال تغییر در این اساسنامه است که بیت المال جذب كرده و از این طریق جایگاه علمی كشور را ارتقا بخشد.

ما که نفهمیدیم این دانشگاه دولتی اه یا غیر دولتی! اگر دولتی اه که چرا چرخش قدرت ، نظارت مستمر ، قانونمندی و همچنین شاخصه های یک نظام دولتی در آن دیده نمیشود؟ اگر هم غیر دولتی است پس چرا بیت المال جذب کرده است و میزان در آمدها و هزینه هایش به طور مشخص شفاف سازی نمیشود؟

هاشمی:منتقدان به این سوال پاسخ بدهند كه اگر این دانشگاه نبود سرنوشت حدود سه میلیون فارغ التحصیل این دانشگاه و حدود یك و نیم میلیون دانشجو و ده ها هزار هیات علمی و كاركنان آن اكنون چه بود. وی رشد دانشگاه های دولتی پس از انقلاب را نیز متاثر از حركت های نوگرایانه دانشگاه آزاد اسلامی بیان كرد و گفت: جامعه تحصیلكرده بهترین جامعه است و حكومت اسلامی حركت های علمی را باید تقویت كند.

آقای هاشمی ! ما که هیچی، آقای سلیمی نمین بارها در جلسات  و سخنرانی هایشان صراحتا اعلام نموده اند: " ما با دانشگاه آزاد مشکلی نداریم، بحث بر سر مفسده ی مدیریتی است."  خدا خیرتان بدهد سه میلیون فارغ التحصیل به جامعه علمی تحویل داده اید و یک و نیم میلیون دانشجو هم در نوبت اند اما قبول کنید برخی ، فقط برخی مدارک تنها با هدف زد وبند های سیاسی و منفعت های پشت پرده کذایی واگذار شده اند فقط برخی مدارک. اگر قبول ندارید گزینه ی اخیر یعنی همین کردان کافی نیست؟

آقای جاسبی و همکاران وی قبلا اعلام کرده بودند که  کردان مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشدی از دانشگاه آزاد نگرفته است پس چگونه او را برای 11 سال بعنوان هیئت علمی پذیرفته اند و با توجه به کدام رزومه علمی و تحصیلی وی را تا مرتبه دانشیاری ارتقا داده اند؟ دیدیم که این مهره تا روغنی داشت کشیدند  و زمانی که دیدند سوخته و بی مصرف است چگونه  دورش انداختند ...! آقاي عليزاده، دادستان تهران؛ آقاي دهقان، رئيس صندوق بازنشستگي كشور و همچنین آقای رحیمی استاندار زمان ریاست جمهوری خودتان که اکنون معاون پارلمانی رئیس جمهور هستند را چه میگوئید؟

هاشمی رفسنجانی سرمایه های دانشگاه آزاد اسلامی را متعلق به مردم عنوان كرد و افزود: هیچ شخصی در این نهاد یك ریال سرمایه ندارد و افرادی كه نیز در این دانشگاه فعالیت می كنند تنها حقوق دریافت می كنند و بعضی همچون خود من هیچ دریافتی ندارند

ببخشید یک سؤال موسسه خصوصي خديجه كبري(س) كه آقای جاسبی  با استفاده از اين نام، بسياري از زمين هاي دانشگاه آزاد را با مزايده هاي صوري از مالكيت دانشگاه آزاد خارج و به اسم موسسه خود ثبت كرده است چه ماهیتی از پیدایش هستی را شامل میشود؟!! زمین آقای هادوی از کجا پیدا شده است ؟ آیا این زمین خارج از محاسبات صور الافلاکی منجمان محترم نیست؟

در ضمن لال بشود اون کسی که بگوید شما پولی گرفته اید، راستی فائزه خانم که خوب هستند انشاءالله؟

وی همچنین با اشاره به پسوند آزاد اسلامی در كنار كلمه دانشگاه تاكید كرد: این بدان معنی است كه اخلاق و روش اسلامی باید در دانشگاه حاكم باشد و اساس اسلام بر این است كه عقیده را نمی توان تحمیل كرد و اسلام هیچوقت به دنبال تحمیل و سلطه نبوده است.

معنای دانشگاه اسلامی هم فهمیدیم ... خدا را شکر

شــب: خبر دار شدیم دانشگاه آزاد از 2 تن از دانشجویان برگزار کننده ی جلسه ی شنبه شب آقایان احسان عابدی و اصغر حقیقی شکایت نموده که توسط کلانتری 14 یزد احضار خواهند شد.

 

 

3شنبه 14 آبان ماه 1387 : تجمعی خود جوش در اعتراض به مفسده مدیریتی دانشگاه آزاد در دانشگاه یزد برگزار گردید. شعارهای جالبی بود: (امروز کردان فردا جاسبی)  (دانشگاه اسلامی جای منافقین نیست)  (جاسبی حیا کن دانشگاه را رها کن)  (مجلس. قوه قضاییه.تحقیق و تفحص چه شد ) و (خمینی شاهد باش ما اعتراض کردیم)

4شنبه 15 آبان ماه 1387 :      این پست  از وبلاگ مرا دیده اید؟

5شنبه 16 آبان ماه 1387 :

سهم تو یک قمار بزرگ است بعد از این

چوپان شدن به گله ی گرگ است بعد از این

 

یا بره میشوند و در این دشت میچرند

یا اینکه پوستین تو را نیز میدرند

 

حتی اگر به خاک روند نام و ننگشان

این لقمه های مفت نیفتد ز چنگشان

.

.

صبح است و روز نو به فراروی شهر من

چشم تمام خلق جهان سوی شهر من...

                                                        محمد کاظم کاظمی

 


پی نوشت:

۱- اگر به دلایلی حکم قضایی بنده هم رسید دوستان در جریان باشید من کلا از بوی  داروی نظافت حالم بهم میخوره و بهش نزدیک هم نخواهم شد.!!!!

۲-تحلیل نامه جالب احمدی نژاد به اوباما را هم از اینجا نگاه کنید لطفا.

نوشته شده توسط سید محمد علی علوی در ساعت 17:54 | لینک  | 

آقای هاشمی برای شما افت ندارد با این سن و سال و قد و بالا و سابقه های کذایی تان با چند دانشجوی باصطلاح مستقل یا بالاتر با  تشکل دانشجویی در بیفتید؟

          

به قول معروف این جوجه فکلی ها را که تازه دندانشان بیرون آمده ، هم قد جنابعالی نیستند تا حتی برایشان دست تکان بدهید، پس چگونه است که در یک جلسه ی رسمی پرده سخن را به روی آنان میگشایید؟

پس چه شده است که با اینان در افتاده اید ؟ نکند پس از عمری ور افتاده اید؟

شاید از این جوجه ها ترسیده اید و یا اینکه دارد دست پنهانی هویدا میشود؟

و شاید هم دهان گنجشک را بستن کار شاقی است و از عهده جنابعالی برنمی آید که بعید میدانم ؟ شاید هم دیر فهمیده اید یا فهمیده بودید و بها نمیدادید که اکنون آواز گنجشک را بستن آوازهای دیگری را برملا خواهد نمود؟ نمیدانم

اما ،آقای هاشمی، بدانید این گنجشک ها  به این سادگی ها هم دست از جیک جیکشان برنمیدارند و هرچه بادا باد را در قامت قاموسشان چنان گوهر افشانیده اند که از فریاد و ترس و تشویش و عجز و التماس و هرچه رنگ چند رنگی بدهد باکی ندارند حال قامت عقابی راست قامت و نیرومند باشد یا زاغی بی روزی که دست در جیب عقابان ادعای پرواز و ابهت و جاه و جلال و مقام دارد....!

آقای هاشمی ترس تان را فرو بریزید و از صاحبش بترسید که عِقاب خداوندی را هیچ عُقابی توان ایستادگی و راست قامتی نیست.

بترسید که بر ملا شود آخر مصداق راستینی از حیدر:

زبیر همواره با ما بود تا اینکه فرزند نامبارکش عبدالله پا به جوانی گذاشت.(نهج البلاغه حکمت ۴۵۳)

آری

با ذکر یا علی مددی دست میدهیم

دستی که سرد پیش برادر میاوریم

 

صبر و سکوت و بغض تو مولا شکستنی است

ما عاقبت صدای تو را در میاوریم  

                                              مسعود دیانی


پی نوشت:

              ادامه دارد...

                             تا فردا!

نوشته شده توسط سید محمد علی علوی در ساعت 22:7 | لینک  | 

شنبه شب نشستی با عنوان بازخوانی یک پرونده در دانشگاه سراسری یزد برگزار گردید هدف از این جلسه بازخوانی طرح اتهامات آقای جاسبی بود آقای سلیمی نمین رئیس دفتر مطالعات راهبردی نیز میهمان این نشست بودند در اینجا فقط برخی از سخنان آقای سلیمی نمین در این جلسه درج میگردد:

         

- دستور تشکیل دانشگاه آزاد ابتدا با فرض تشکیل نظامی بود که نه مدرکی مطالبه مینمود و نه مدرکی میداد ؛ نظامی بود تنها برای گسترش علم که نیازی هم به مجوز نداشت اما در سال 64 ما شاهد چرخشی در ارتباط با ماهیت دانشگاه آزاد بودیم که موجب تدوین اساسنامه ای شد که در آن ذکر گردید هم مدرک مطالبه نماید و هم مدرک بدهد  ؛ از این نقطه به بعد آقای جاسبی روند قانونمندی ریاست دانشگاه آزاد را طی ننمود...

               

   -   آقای جاسبی مراودات پشت پرده ی بسیاری داشته دچار مفسده ی مدیریتی است. ایشان به افراد برجسته ی جزب مشارکت و حزب مؤتلفه هم دکترا داده است.

-  جاسبی یک مؤسسه ی خصوصی بنام خدیجه ی کبری را تاسیس نموده است که در آن زمان برای کسب مجوز تاسیس این مؤسسه از اقای دهقان مدیر وقت درخواست نمود و در ازای این عمل یک دکترای افتخاری دریافت نمود؛ مدیر بعدی پس از آگاهی از این موضوع ، آنرا به دادگاه ارجاع داد و اقامه ی دعوی نمود اما، قاضی این دادگاه هم خود افتخار دریافت دکترا از آقای جاسبی را داشت

- دو سال و اندی پیش رهبری بحث اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد را در دستور کار قرار داد و جاسبی پذیرفت که اقدام به اصلاح اساسنامه بنماید اما دو سال گذشت و اتفاقی نیفتاد ، سه شنبه گذشته ( 7 آبان ماه ) توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی جلسه ای تنظیم شد برای بررسی روند اصلاح اساسنامه که با برخورد بسیار گستاخانه توسط آقای جاسبی و آقای عباسپور این بحث برای سومین مرتبه به تعویق افتاد.

-  آقای احمدی نژاد و آقای خاتمی هر دو برای حل مسئله ی دانشگاه آزاد اقدام کردند اما نتوانستند، دلیل آنهم نفوذ بالای آقای جاسبی است که حتی به رئیس کلانتری و قاضی دادگاه هم رشوه میدهد.

              

-  شما  دانشجویان دانشگاه آزاد بیشتر از هرکسی بایستی این بحث دانشگاه آزاد را قانونی کنید، که چرا آقای جاسبی بایستی تمام نقل و انتقال های دانشگاه آزاد را شخصا امضا نماید، تنها دلیل آن دریافت امتیاز از کسی است که این مطالبه(انتقالی) را دارد

 دلیل آنهم که میگویم شما دانشجویان قادرید این موضوع را به پیش ببرید اینست که اکنون به همت شما ما برای اولین بار توانستیم جاسبی را پاسخگو ببینیم در حالیکه پیش از این هیچیک از شکایت های مربوط به کرج و نطنز و رود هن و ... نتوانستند از طریق دستگاههای قضایی به حق خود دست یابند.

-  تنها نهادی که در مجلس دارای دفتر است دانشگاه آزاد است در حالی که نیروهای مسلح و سایر نهادها دفتری در مجلس ندارند و جالب آنکه هر هفته آقای جاسبی خود در این دفتر حضور پیدا کرده برخی نمایندگان به دست بوسی ایشان میروند.

-    اگر این کار قانونمند است(ارائه مدارک آزاد بدون طی روند قانونی تحصیل  علم) خوب چرا آقای جاسبی اعلام نمینماید که وکلا و وزرایی را به جامعه تقدیم نموده است همچون کردان!!

 

 

برخی از دانشجویان دانشگاه آزاد هم سخنانی گفتند که جواب آقای سلیمی نمین بدانها کوبنده بود:

به دلایل دیگری هم شما شایسته نیستید: شما و همسرتان جزو گروهکی از منافقین هستید، همسر خواهر خانم حضرتعالی هم جزو منافقین است؛پسر جنابعالی هم دانشجوی دانشگاه آزاد میباشند با ۸ ترم مشروطی!

پاسخ:     

 همسر خانم بنده اصلا وجود خارجی ندارد ، فرض هم بگیریم وجود خارجی داشتند ، خوب چه ربطی به من دارد؟

به همسر بنده هم که تهمت منافق میزنیدشما که اینقدر اطلاعات دقیقی دارید اگر راست میگویید اسم همسر مرا بگوئید(دانشجوی مذکور ابتدا گفت میدانم و در گوشتان میگویم زمانی که اصرار سلیمی نمین را بر بلند خواندن نام دید سکوت کرد و باصطلاح کم آورد)

(سلیمی نمین اضافه کرد)من اطلاعات کافی از زمانی که جاسبی در انگلستان بوده دارم و در موقع خودش منافق را برای شما برمیشمارم.

در ضمن دوستمان گفتند پسر بنده 8 ترم مشروطی دانشگاه بوده اند اولا پسر من هم اکنون در دانشگاه آزاد در حال تحصیل در مقطع فوق لیسانس است ثانیا اگر دانشگاه آزاد اینقدر بی در و پیکراست که یک دانشجو میتواند با 8 ترم مشروط شود  این واقعا جای تاسف دارد.

شما که ذکر نمودید "کردان تولید خود آقای جاسبی است و از این تولیدات هم زیاد دارد" برای آگاهیتان باید عرض کنم دکترای آقای کردان مربوط به سال 2000 و از آکسفورد بوده ایشان لیسانس خود را هم از آکسفورد گرفته اند. در ضمن در مورد اعطای مدرک دکترای افتخاری ، این عمل در تمام دانشگاههای دنیا معتبر است چنانچه آقای دکتر خاتمی هم دکترا دریافت نمودند و جناب آقای طباطبایی طلبه ی نوجوان ایرانی هم دکترا گرفته اند.

پاسخ:

چطور آقای جاسبی فردی را که میدانستند مدرک درستی را ندارد به مدت 11 سال عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد نموده اند(آنهم به عنوان استاد دانشجویان فوق لیسانس)(البته خود دانشجو هم اشتباها مدرک لیسانس کردان را مربوط به آکسفورد دانست در حالیکه کردان دانشجوی لیسانس آزاد بود اما واحد های لیسانس را تنها در حد فوق دیپلم گذرانده بود)

از طرفی هم مدرک دکترای افتخاری مدرکی است که توسط آن حقوق و منصب و شغلی به فرد داده نمیشود.

  مادر آقای هادوی تغییر فامیل داده اند که فامیل اصلی ایشان بلورچی میباشد، خانم بلورچی از اقوام فره دیبا میباشد و زمین هایی را که مدعی شده اید مربوط به آقای هادوی هستند در واقع مربوط به خاندان فره میباشد.

پاسخ:

اگر فیلم را دیده باشید(در جلسه بخشی از فیلم بازخوانی یک پرونده پخش شد) بنده هم در همین جلسه گفتم تهمتی که به آقای هادوی میزنند اینست که این زمین ها از خاندن اشرف پهلوی است نه فره!

آقای جاسبی در تایید ریاست خود حکمی از امام خمینی دارند.

پاسخ:اگر آقای جاسبی حکمی از جانب امام گرفتند ، نشان بدهید بنده تمام حرفم را پس میگیرم، آقای جاسبی فقط در نامه هایی با عنوان ریاست دانشگاه آزاد خطاب شده اند، اینکه دلیل بر این نیست  که آقای جاسبی با این استدلال به سراغ طی روند قانونمند ریاست دانشگاه آزاد نرون

این نشست مجوز ندارد لذا از طرف جامعه اسلامی دانشگاه آزاد« این تشکل در دانشگاه آزاد یزد مدتی است تعطیل میباشد»شما را دعوت مینماییم تا ضمن شرکت در مراسمی در دانشگاه آزاد یزد پرونده های ادعایی خود را هم نمایان کنید

 پاسخ:

این برای من یک آرمان است و بنده آماده هستم اما فکر کنم دوستت خوبمان که ادعای حریت هم دارند آقای جاسبی را خوب نشناخته اند که حتی در دانشگاه سراسری هم مانع برگزاری مراسم میشود و در شیراز باعث شد درب سالن مورد نظر بسته گردد و ناچار مراسم را به مسجد دانشگاه ببریم. به هر حال من با تمام وجود آماده ام و مدارک را هم می آورم البته کپی آنها را چرا که من جاسبی را خوب میشناسم.

نوشته شده توسط سید محمد علی علوی در ساعت 20:52 | لینک  | 

شنبه شب نشستی با عنوان  "بازخوانی یک پرونده" در دانشگاه سراسری یزد برگزار گردید هدف از این جلسه بازخوانی طرح اتهامات آقای جاسبی بود آقای سلیمی نمین رئیس دفتر مطالعات راهبردی نیز میهمان این نشست بودند ،هرچند ماهیت این نشست ماهیتی داخلی بود اما قریب به ۴۰-۳۰ نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد هم پنهانی در این نشست حضور یافتند و سعی در بهم ریختن این نشست داشتند و الحق هرچه از دستشان بر آمد فروگذار نکردند اما دیدیم که چهره کدام نفاق و دروغ هویدا شد و چه کسی بود که تهمت میزد؟

                   

نه جای بحثی در این موضوع میبینم نه نیازی به بزرگ کردن این واقعه که الحق دیدیم چگونه خود چهره منفور خود را نمایان ساختند و دروغشان دامن خودشان را گرفت ، دیدیم زمانیکه تمام افتراهایشان به خودشان بازگشت چگونه دست از پا درازتر در پایان جلسه خیز برداشتند و فرار را بر قرار ترجیح دادند غافل از آنکه مرام ما چونان آنان اغتشاش و آشوب و دعوا نیست و تنها در جستجوی حقیقتیم .و دیدیم  زمانیکه خود را از هر سو شکست خورده دیدند چگونه فردای آنروز شکایتی تنظیم نمودند و حق خواهیمان را به دادگاه سپردند تا عدالت را شلاق عدالت بنوازند ...

بدانید علی را اگر ضربت شمشیر بود پس از ضربت بود که حقانیتش آشکار گردید و بسیاری پی بردند که علی هم نماز میخواند و حال منافق و ما را تهمت تهمت زدن بزنید و به جرم تشویش اذهان عمومی اذهانمان را مکدر.... ولی بدانید که "جاء الحق و زهق الباطل"....

و باز هم مینویسم:

ما مانده ایم و ساحل و کشتی سوارها                                

دنیا شده است قسمت سرمایه دارها

تا موج دادخواهیمان خیسشان کند

بنشسته ایم در صف چشم انتظارها

در انتظار جرعه ای از جام غیرتی

ما مانده ایم و قطره ای بر خشکزارها.

نوشته شده توسط سید محمد علی علوی در ساعت 20:52 | لینک  | 

تنها 30 سال از صدور ايدئولوژي انقلاب اسلامي ايران مي گذرد و اين ايدئولوژي در شرايطي عرض اندام نمود كه هيچ كس انتظار حضور و نمايش اش را نداشت. شوروي از صحنه قدرت بين المللي كنار مي رفت تا با واگذاري دو قطبي قدرت در دستان آمريكاي جهان خواه دوران انزوا و نابودي خود را شروع كند و در عين حال آمريكا آماده مي شد تا تمام عرصه هاي قدرت جهاني را تحت سيطره قدرت و نفوذ خود اداره كند. در چنين شرايطي بود كه چپاول قدرت آمريكايي با چالشي عظيم و رقيبي قدر به نام انقلاب اسلامي ايران روبه رو گرديد.

با اين وجود اما كساني هستند در داخل كه معتقدند وضع كنوني ممكلت گواه روشني است بر ضعف بنيادي انقلاب و ناتواني ها در روياپردازي هاي ايستادگي در برابر غرب كه جز ضرر و عقب ماندگي چيزي براي ما نداشته است!

ابتدا لازم است به اين دست از افراد گوشزد نماييم كه آگاه باشيد، اين گفته ها كلام جيره خواران آمريكايي است و در واقع نتيجه طرح و استراتژي بلند مدت آمريكا براي براندازي نرم جمهوري اسلامي.

يكي از خصائص ايرانيان، روحيه انطعاف پذيري است به ويژه در بين جوانان كه با كمترين استدلال رام شده و اين هدف دشمن را بر مي تابند و اين همان استراتژي تخريب از درون آمريكايي است به نام انقلاب نرم!

نيويورك تايمز- ژوئن 2005؛ مي خوانيم :

«ايران به لحاظ وسعت سرزميني ، كميت جمعيت،كيفيت نيروي انساني، امكانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه خاورميانه، به قدرتي كم بديل تبديل شده كه ديگر نمي توان با يورش نظامي آن را سرنگون كرد.»

همچنين در سند امنيت ملي 2006 آمريكا مي خوانيم :

«... ما ممكن است با چالشي جدي تر از هيچ كشوري جز ايران مواجه نشويم.... ما (آمريكا) در راستاي نابودي استبداد و ارتقاي دموكراسي كارآمد، از همه ابزارهاي سياسي، اقتصادي و ديپلماتيك و ابزراهاي ديگري كه در اختيار داريم استفاده خواهيم كرد كه عبارتند از :

حمايت از اصلاح طلبان دموكرات مردمي در كشورهاي تحت ستم از راه هاي مختلف اعم از برگزاري نشست هاي عالي رتبه با اصلاح طلبان در كاخ سفيد، وزارت امور خارجه و سفارت آمريكا (مثل اكبر عطري و ...)

استفاده از كمك هاي خارجي براي حمايت از گسترش انتخابات آزاد و منصفانه حاكميت قانون، جامعه مدني حقوق بشر، حقوق زنان، آزادي رسانه ها و آزادي مذهبي (اختصاص بودجه 80 ميليون دلاري در راستاي براندازي نرم جمهوري اسلامي)

 اعمال تحريم هايي كه هدف اصلي آنها حاكمان رژيم هاي ستمگر و جدا كردن حساب مردم از آنهاست (اعمال تحريم هاي شوراي امنيت عليه ايران)»

 

آري، عيب بسياري از ما این است كه چونان عوام تنها سطوح خرد مملكتي را نگاه كرد به جاي تحقيق و جستجوی افق هاي دور دست اهدافمان، تنها شرايط حال را دليل و محك تيره بختي مان مي دانيم و بي هيچ مقايسه اي فرياد بر مي آوريم كه شرايط غرب اين است و ما اين!

گويي آمريكا را از همان زمان كه مادر زائيد، توسعه يافتگي بود و ما را جهان سومي!

- آمريكايي كه هم اكنون در حال عرض اندام به بهترين شيوه ممكن است، روزگاري فلاكتي بدتر از ايران خودمان داشت و به جاي رده هاي جهان سومي در رده هاي جهان چهارمي و پنجمي بود.

اما آمريكايي، از دهه 1950 تاكنون با افق ها و استراتژي هاي كلان و دور دست خود زندگي و پيشرفت نموده است و بر مبناي آرمان و آينده «قابل دسترسي» خود گام برداشته است!

حال فكر مي كنيد تنها آمريكاست كه استراتژي دارد و با عمل بدان اينچنين موفق گام برداشته است؟

خير! چند نفر از شما سند چشم انداز 20 ساله ايران را خوانده ايد يا عميقاً در مورد آن مطالعه و تحقيق نموده ايد؟ چند نفر از شما مسئولين كشورمان در راستاي تحقق اهداف اين سند گام درخور توجه و بسزايي را برداشته ايم؟

اما از آن طرف چند نفر از ضعف هاي كشورمان سخن گفته ايم؟ چند نفرمان بدي شرايط آب و هوا و ميزان سرب هوا و... را بهانه كرديم و خود را ناديده گرفته، انگشت اتهام به اين سو و آن سو چرخانيديم؟ چند نفرمان گفتيم «مي شود و مي توانيم اگر بخواهيم»؟ چند نفرمان خواستيم و نتوانستيم؟

 اگر آمريكا آمریکا شد نظر كرده ي فلان امامزاده نبود، خواست ، تلاش كرد و توانست!

اگر روسيه درصد تورم 4/84 درصدي كشورش را در 11 سال طي تحولي عظيم به 15 درصد مي رساند، فلان واكنش شيميايي خود به خود عمل نکرده است.

خواست، فكر کرد، تصميم گرفت و توانست.

آنها مواضع خود را فداي افق هاي كلان نکرده اند.

ما چه كرديم جز ديدن جلوي پايمان؟ بدانيم اگر ايران و ايرانی بخواهد، مي تواند.

پس بخواهيم تا بتوانيم...

 

این مطلب در نشریه دانشجویی جامعه پویا انتشار یافت.

 

نوشته شده توسط سید محمد علی علوی در ساعت 16:22 | لینک  |