تبليغاتX
.:: ژابـــــیــــــز ::.
بی گمان زیباست آزادی / ولی من چون قناری دوست دارم در قفس باشم که زیباتر بخوانم

زمزمه هایی هم از انصراف خاتمی بگوش رسید

براستی چرا؟

آیا خاتمی ترسیده است و میداند رای نمی آورد و یا شرایط به گونه ای رقم خورده که جز با گفتمان انقلابی احمدی نژاد نمیتوان در ساحت سیاسی کنونی عرض اندام نموده خاتمی قادر به فریب مردم در این راستا نیست ؟ چرا که شهادت روشنفکری اش را در سال آخر دولتش در دانشگاه تهران[۱] داد و ابر مرد شعارهای مبتنی بر چرخش گفتمانی و نگاه های پلورالیستی نمی تواند به یکباره در چرخش گفتمانی خود دست به چرخشی دیگر بزند که مهره سوخته ی تفکرات –ِ کم جایگاه، در شرایط کنونی سوخته است ؟

شاید هم برای آنکه قصه ی قهرمان جنبش اصلاحات در اوج داستان، تلخ و بی اثر نگردد تصمیم گرفت همچنان محبوبیت خود را حفظ نماید و خود را در معرض افول افکار جبهه فکری خود قرار ندهد چونان بسیاری از قدر ورزشکاران ما که برای حفظ شهرت کوتاه مدت خود در اوج شهرت خداحافظی و عزلت را گزیدند تا هماره در یادها بمانند و یا شاید با احتمال رد صلاحیت، خواست خود را بیش از این خراب نکند. . .

شاید هم برای آنکه حداقل فردا تاریخ ننویسد که  خاتمی پس از تأکیدش بر "یا من یا میرحسین" به حرف خود پایبند نماند.

آیا اینها تئوری از پیش تعیین شده ی جلسات و اتاق  های فکرخاتمی با میرحسین ، موسوی بجنوردی، تاج زاده ، محمد علی ابطحی، محمد رضا خاتمی ، زهرا اشراقی و . . . بوده است

یا نه واقعا در جنبش اصلاحات تفرقه به اوج خود رسیده و نیاز به فداکاری شخصی است تا هم بهانه و فرصت پیروزی قطعی را از مخالفان بگیرد و هم بتواند به وحدت در جنبش اصلاحات دست بزند.

هم بتواند در برابر احمدی نژاد حریفی همرنگ با وی علم کند و هم در خیال راحت رو به اجماع و وحدت اصولگرایان تردید و تفرقه ایجاد کند

هم بتواند گفتمان رو به خاکسپاری خود را یک شوک الکتریکی داده به حیات بازگرداند و هم بتواند در جبهه حریف ضعف ایجاد نماید[۲]

به هر حال تا قبل از این عرصه انتخابات به گونه ای رقم خورده بود که انتظار میرفت دو گفتمان متفاوت توسط دو شخص متفاوتی که هر دو تجربه ریاست جمهوری را در کارنامه خویش داشتند به رقابت با یکدیگر بپردازند که الحق سناریوی بسیار جالب و مهمی در تاریخ ما رقم میخورد

اما با خالی کردن میدان توسط خاتمی و استفاده از تاکتیک تفرقه اندازی دیگر نمیتوان آنقدر امیدوار بود که این دو گفتمان در جدال و تهاجم فکری و ایدئولوژیکی خود روشن و شفاف و بی پرده به مبارزه بپردازند تا در نهایت: آنکه در میدان بماند برای مدتها بماند و هر بار دچار تنش و پرش گفتمانی نگردیم بلکه اینبار با پیکره بندی شاکله اجتماعی مان به سوی حرکت و کار و تعالی و پیشرفت کسب مدارج عالی حرکت کنیم ...

اما متاسفانه خاتمی . . .!!! جا زد



[۱] - اگر همه اصلاح طلبان ، بدون احساسات، با شعارهای آغازین حرکت اصلاحگری حرکت میکردند و با طرح مرتب عبور و مرور ترافیک را سنگین نمی کردند قطعا امروز وضعی بهتر از این داشتیم. با کمال تاسف جمهوری اسلامی که جایگاه والایی پیدا کرده بود به خاطر این کج روی ها به جایی رساندیم که با کمال وقاحت از سوی آمریکا محور شرارت معرفی شد. . . وومتاسفانه امروز در اردوگاه اصلاح طلبان صداهایی میشنویم که دشمنان این ملک و ملت دارند آن را بیان میکنند

[۲] به هر حال اگر خاتمی نباشد اجماع به حتم اصولگرایان بر روی احمدی نژاد هم دچار نوعی تزلزل میشود و این یعنی تغییر در آرایش سیاسی حریف!

نوشته شده توسط سید محمد علی علوی در ساعت 11:44 | لینک  | 

امروز در حال مرور یکسری مطالب از صفحه ی مانیتور لب تاپم بودم که اتفاقی چشمم به گوشه ای از برنامه "فتیله جمعه تعطیله افتاد "که برادرم در حال تماشای اون بود

ماجرا از این قرار بود که مدل های مختلف لباس به نمایش گذاشته میشد و تعدادی از بچه ها که پلاکاردهایی رو در دست داشتند به مدل های لباس افرادی که از کنارشون میگذشتند نمره میدادند0 یا 20 .

در جایگاه به مدل های غربی و شیطان پرستی نمره 0 و به مدل های ایرانی و اصیل و عادی نمره 20 داده شد. این مطلب بسیار عالی بود و قابل تقدیر ضمن اینکه بلافاصله مجری برنامه آقای قناد هم  سخن کوتاهی رو از لباس نمود و بعد از اون گروه نمایشی به اجرای سرودی بسیار عالی در مورد ایران پرداخت.

خیلی خیلی خوشحال شدم

این چند دقیقه برنامه همان حرکت لازم و مورد نیازی است که  در راستای جنبش نرم افزاری بایستی صورت بگیره اماسؤال اینجاست آیا کافی بوده ؟ آیا حداقل های نیازهای فرهنگی ما رو هم جواب داده؟ اصلا تا حالا چقدر از این موارد داشتیم به تعداد انگشتان دست میرسه؟

بابا ما تو جنگ رسانه ای و فرهنگی هستیم: تقابل میان ایدئولوژی های غرب و اسلام ، جنگ و تعارض گفتمانی و فرهنگی یعنی همون جنگ نرم که در ازای اون هم  رهبری دستور جنبش نرم افزاری رو دادند اما ما چه کردیم؟ اصلا کار درخوری کردیم؟

هالیوود مرتب داره فیلمهایی مخالف با ایدئولوژی و مکتب ما رو میسازه و تحت تاثیر لابی های یهودی، شیطان پرستی و خود پرستی و فحشا و هرچه آدمی رو از خدا به دور کنه رو تبلیغ میکنه اونوقت تلویزیون جمهوری ما میشه تریبون تبلیغ  همون فیلم ها بدون هیچ بررسی و واکاوی. از کارتون موش سر آشپز و تام و جری گرفته تا ماتریکس و ترمیناتور و مردان سیاه پوش و ...

اینکه ما نمیتونیم تو این فشار درهای رسانه امون رو ببندیم قبول

اما هر زهری پادزهری داره

 چقدر به فکر پادزهرش بودیم؟ چقدر؟

جز اینکه فقط گفتیم غرب اینکار رو کرد اون کار رو نکرد و بعد هم اسمش رو گذاشتیم غرب شناسی؟

ما در برابر این هجوم فرهنگی چیکار کردیم و چه ابزاری رو برای دفاع در برابر این کشمکش تهیه دیده ایم؟

این رشته سر دراز داره و من نمیخوام زیاد اونو باز کنم فقط همینقدر بگم که الان تمام جهان یک نیازی رو به عرفان و معنویت در درون خودشون احساس کردند و به این سمت گرایش پیدانمودند

به همین دلیل هم هست که الان غرب به عنوان ابر قدرت جهانی برای پاسخ به این نیاز معنوی بشریت فیلم ها و ابزار مبتنی بر عرفان کاذب و شیطان پرستی رو ترویج کرده و هزینه خیلی هنگفتی هم برای این موضوع اختصاص داده

اما رسالت ما با گفتمان و ایدئولوژی مکتب اسلامی مون در برابر این تهاجم فرهنگی و ایدئولوژیکی چیه و چقدر به اون عمل شده؟. . .

بدانیم ، هرچند غرب مبلغ هنگفتی را برای پاسخ به این نیاز عرفانی بشریت هزینه نموده است ، اما در صورت فعالیت ما در راستای گفتمان فکری مان علیرغم مبلغ و هزینه اندک ، میتوان پاسخگو بود چرا که میل و رغبت بشریت به این سو بوده به علاوه غرب در ترویج عرفان کاذب چونان فرد مانده در باتلاقی است که هر چه دست  پا میزند بیش تر فرو میرود  و ما چونان کبوتری درحال اوج هستیم که با یک حرکت اندک بال هایمان، میتوانیم بیشتر صعود نمائیم چرا که عرفان ما چونان غرب کاذب نیست و حقیقی است

و این رسالتی است بر گردن هرکه توان قدم در راه آن را دارد که اگر اقدامی  ننماید به حتم در آن دنیا مسئول خواهد بود.

باز هم خوبه نخواستم سر دراز این رشته رو باز کنم و زیاد بنویسم وگرنه . . .

نوشته شده توسط سید محمد علی علوی در ساعت 19:25 | لینک  | 

مدتی از بازی سیاسی اصلاح طلبان گذشت تا اینکه سرانجام میرحسین موسوی هم بابیانیه ای کاندیداتوری خود را اعلام نمود

اینبار بنا به توصیه ی دوستان قصد دارم کوتاه بنویسم اما متاسفانه قلم که روان بنویسد تا جوهر دارد مینویسد حال چه برسد به آنکه کیبورد کامپیوتر باشد و جوهر نخواسته باشد . . .بگذریم

 اینکه علیرغم شعار "یا من یا میرحسین " هم اکنون هر دو در عرصه ی انتخابات حاضرند برداشت های متعددی را همراه دارد:

۱- میرحسین علیرغم اینکه اصلاح طلبان وی را به عنوان فردی در تیره ی اصلاح طلبی به شمار می آورند و به قول مهندس نوروزی عضو مرکزی سازمان مجاهدین "موضع گیری های موسوی منتسب به اصلاح طلبی است "با این وجود وی اهل باج دادن نیست و هنگامی که مشاهده کرد اصلاح طلبان میخواهند همچون انتخابات ۷۶ از وی چهره ای اسطوره ای بسازند و با عبور از جایگاه شخصیتی اش به کسب آرا بپردازند ، با اعلام کاندیداتوری خود آب پاکی را بر صورت تمامی اصلاح طلبان ریخت و تمامی نقشه های آنها را نقش بر آب نمود

۲- میرحسین و خاتمی قبلا باهم اینگونه تبانی نموده اند که ابتدا با بازی می آیم نمی آیم به عوام فریبی اذهان عمومی پرداخته یاد اصلاح طلبی را در دامان ایران جانی تازه ببخشند و زنده نمایند تا در نهایت در یک بازی احساسی آرای مردم را به سمت یکی از طرفین "یا موسوی یا خاتمی" متمایل نمایند که بسته به شرایط رقیب و اقبال عرصه ی مردمی فرد مورد نظر ممکن است متفاوت باشد.

اما اینجا جای یک سؤال باقی است: چرا در این شرایط؟ مگر سال 76 از آقای موسوی در خواست نشد که به صحنه انتخابات قدم بگذارند که در دقیقه 90 ایشان انصراف داد؟ مگر سال 80 در پاسخ به در خواست کاندیداتوری خود در اختیار گرفتن نیروی انتظامی و صدا و سیما را شرط ننمود؟

حال چه شده که میرحسین در این شرایطی که به ادعای اصلاح طلبان فاجعه است بدون هیچ پیش شرطی پای در عرصه ی انتخابات گذارده است؟

اگر بنا بر ادعای برخی اوضاع و شرایط کنونی بسیار بدتر از گذشته است، پس چه شده است که اینبار میرحسین شرطی ابراز ننموده است ؟ یا میرحسین شیر شده است و پر جرأت تر از گذشته یا شرایط بهتر از گذشته . . .

به هر حال کمی دیگر جواب این سؤال هم مشخص میشود چونانکه ابطحی هم اینگونه در برابر کاندیداتوری میرحسین واکنش نشان داده است:" آقای خاتمی که یقیناً شناخته شده­تر هستند و امکان رأی­آوری بیشتری دارند و سفر تاریخی به شیراز و یاسوج و بوشهر هم در عمل این واقعیت را نشان داد، {اینکه میرحسین موسوی}چرا کاندیدا شدند مسئله­ای است که لابد ایشان دلایلی دارند که توضیح می­دهند و خواهند گفت در این چند هفته چه اتفاق جدیدی افتاده که با حضور آقای خاتمی تصمیم گرفته­اند کاندیدا شوند. "

نوشته شده توسط سید محمد علی علوی در ساعت 15:5 | لینک  | 

روز اول تشکیل کنفرانس بین المللی "حمایت از فلسطین مظهر مقاومت ، غزه قربانی جنایت" بود که بنده به جای دانشگاه رفته بودم خونه و بعد از پایان سخنرانی رهبری یکسری مطلب آماده نمودم برای درج در وبلاگ که متاسفانه با مشکل دسترسی نداشتن با اینترنت روبرو شدم تا امروز.

 دیگه از اون مطلب نمیخوام بنویسم اما از اون 30-20 خط مطلب از این سؤال نتونستم اجتناب کنم :

در شرایط کنونی که رؤسای قوای سه گانه همگی در این کنفرانس شرکت میکنند، رهبری به ایراد یک سخنرانی قوی در این کنفرانس پرداخته و مسئولین سایر ملل اسلامی در ایران حضور دارند ، تنها جای یک نفر با هیئت همراه خالیه و اون آقای هاشمی رفسنجانی اه که با دوستان هماره همسفرشون اینبار برای بازدید و زیارت از حرمین عسکریین به عراق تشریف بردند!!!

 

براستی در این شرایط تا حدودی حساس و تبعات این کنفرانس چرا شخصیت برجسته و عظیمی چون آقای هاشمی رفسنجانی نبایستی با مسئولین سایر ملل اسلامی در ایران دیدار داشته باشند ؟ براستی اولویت کدامیک بیشتر بوده؟ اصلا چرا امسال ؟ حرمین چند سالی میشه تخریب شده و در حال بازسازی اه دلیل این سفر علیرغم اینکه مطمئنا از کنفرانس آگاهی داشتند چی بوده؟

سفر هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به عراق

موسوی بجنوردی و محسن رضایی چرا؟چه خبره؟

آیا این سفر هم مبتنی بر پیگیری اهداف سند چشم انداز 20 ساله است که با مؤلفه ی جنگ نرم و رویکرد انقلاب فرهنگی آقای رفسنجانی برای صدور ایدئولوژی اسلام و انقلاب در ایام شهادت امام حسن عسکری به عراق رفته اند؟

یا در فعالیت های دیپلماتیکی این بار قرعه ی کار بنام آقای هاشمی افتاده که با این حساب فقط همسر ایشون جهت مشایعت کفایت میکرد چرا ایل و طائفه؟

شاید هم بعضی ها از این که عنصر گداپرور و صدقه محور کذایی تونسته اندیشه های مبارزه با هولوکاست  و لزوم تعقیب حق مسلم هسته ای با شیوه هایی متفاوت رو در شرایطی موفقیت آمیز ادامه بده که مشایعت و تائید رهبری رو هم در پی داشته باشه، شاید بعضی ها نتونستند  تاب تحمل این صحنه ها رو بیارند و ثمر نشستن اون رو مشاهده کنند

همون هایی که در پشت سر جاسوسان هسته ای کشور در دادگاه به حمایت از آنها میپردازند و پشت سر ابر رانت خوار و زمین خوار کشوری جاسبی رو محکم تکیه گاه میشند مبادا که پایه های سست آقایون همه ی پنبه های رشته شده رو دوباره پنبه کنه همون هایی که

انشاءالله که سفر آقای هاشمی رفسنجانی به عراق در مضمون با سخنرانی  شون در شب هنگام 22بهمن ماه باشه که ما قصد صدور پیام امام را به تمامی جهان اسلام داشته و داریم.حالا چرا وقتی تمام نمایندگان جهان اسلام در یکجا جمع هستند ، ایشون رفتند به یک کشور اسلامی همجوار و خطرناک ؟ الله اعلم


همچنین بخوانید:

می سپاریم به قضاوت تاریخ

- جا خالی بو حاجی نبود

نوشته شده توسط سید محمد علی علوی در ساعت 11:58 | لینک  |