
آقای هاشمی!
شنیده بودیم که پیران به دنیای خویش حریص تر می شوند و برخی در خواب غفلت عمیق تر!
بارها گفته بودند که تاریخ سرای تکرار است و پیروز درس گرفته از تاریخ!
و ما بارها تاریخ خوانده ایم و شما خود بخشی از ورق های اصیل تاریخ این انقلابید!
و همه می دانیم که این انقلاب سرمشق تاریخ اسلام است و تکرار زمان پیغمبر و علی!!؟
بارها نهج البلاغه خوانده اید و بارها صفحات طلحه و زبیر و جمل را از داستان خونخواهی عثمان ورق زده اید . . . اما باز گویا همان عمق خواب غفلت است که بر پیران اندیشه رسوخ نموده است!!!
163 امین کلام نهج البلاغه را که علی(ع) خطاب به عثمان آورده است را به یاد دارید؟
آنجا که علی(ع) عثمان را خطاب می دهد شروع کننده سنت ناشایست خلیفه کشی نگردد و مگذارد که دیگران از او برای مقصود خویش پل گیرند، آنجا که علی(ع) عثمان را ، سزاوارتر از ابوبکر و عمر – حریصان خلافت دنیا- خطاب می کند و آنجا که علی(ع) عثمان را نصیحت می کند:
پس تو را نصيحت مى كنم كه در اين آخر عمرى و پيرى، «مروان» عقل منفصلت نباشد و زمام اراده و اختيارت را نگيرد تا تو را به هر جا كه خواهد برَد.
عثمان تأخیر نمود، پس زبیر و عایشه و طلحه او را کشتند و خونخواه مقتول خویش گردیدند و همان شد جمل!
آری! زبیر به خونخواهی از حقانیت خلیفه ای که به ناحق، جانشینی پیغمبر را پس از ابوبکر و عمر تصاحب نموده بود -عثمان- سودای جمل را پیشه نمود و از سهم خواهی های خود چنان گفت که من در غزوه ها و جنگ ها با پیغمبر بوده ام و زخم ها خورده ام!!!
آقای هاشمی!
حکمت 453 نهج البلاغه را که خوانده اید؟
زبیر همواره با ما بود تا اینکه فرزند نامبارکش عبدالله پا به جوانی گذاشت.
حال چه شده است که برخی هم از عثمان الگو می گیرند و هم زبیر زمانه اند؟

مگر نه آنکه علی زمانه از خوبی هایتان گفت و شما را سزاوارتر از آنچه می گفته اند خواند؟ و مگر نه آنکه مهلت داد تا عثمان وار تأخیر ننمائید و چونان پلی برای خونخواهان نشده راهبری عقلتان را مروان ها به دست نگیرند؟
... نگذارند دشمن اين جشن را خراب كند؛ همچنانى كه دشمن مي خواهد خراب كند. البته اگر كسانى بخواهند راه ديگرى را انتخاب بكنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صريحتر از اين صحبت خواهم كرد ...(فرازهایی از سخنان آیت ا... خامنه ای در نماز جمعه ۲۹/۳/۸۸)
پس این تعلل و سکوت را چرا؟
آقای هاشمی!
می ترسیم عده ای راهبری عقلتان را چونان به دست گیرند که مهلت مانده توسط خودتان زبیروار به خونخواهی هایی تبدیل گردد که در نامه بدون سلام و والسلامتان شمه ای از آن را دیده ایم! می ترسیم از دل تاریخ مروان و عبدا... و ابوبکر و عمر چنان تکرار گردند که علی زمانه را به چاه گریه های شبانه اسیر نمایند. . .

اما حاشا که سهم خواهی های زبیر و زخم های وی در جنگ های با پیغمبر و هزینه هایی که برای اسلام داده است، ما را از حقانیت علی زمانه برحذر دارد چرا که تاریخ ایران سرمشقی است از عاشورایی که اینبار به جای قتل حسین(ع) تا نابودی مستکبران ایستادگی می نماید.
کاش آنانکه الگوی زبیر و عثمان را برای خویش برگزیده اند، پیش از آنکه چونان زبیر به خونخواهی از عثمان اسلام را در بحرانی دیگر درگیر نمایند، از عثمان درس گرفته مهلت علی(ع) را غنیمت شمارند تا دیگران از وی پلی نگردند برای رسیدن به مقصودهای ناشایست خود...!
با تشکر از دوست و برادر عزیزم سید جواد امامی
هنوز چند روز از نتایج انتخابات نگذشته که بی توجهی های اولیه آقای موسوی به کلام و دستورات رهبر معظم انقلاب را شاهد بودیم و عملکرد آقایان در برابر هرموردی که به مذاقشان خوش نیاید را دیدیم. بنده صراحتا میگویم که خدا را شکر آقای موسوی رئیس جمهور نشد ما هنوز خاطرات پیشنهاد جام زهر به آیت ا... خامنه ای ، هر 9 روز یک بحران، طرح عبور از ولایت فقیه، تحصن 26 روزه مجلس و کوی دانشگاه را فراموش نکردیم و اوج تهمت ها و افتراها و توهین ها به مقام معظم رهبری را!
موج قانون گریزی آقای مهندس موسوی به شهر یزد و دانشگاه ما هم رسید. یکسری از طرفداران آقای موسوی ساعت 4 بعدازظهر در میدان نعل اسبی(روبروی خوابگاه دانشجویان) جمع شدند و مدتی بعد موج سرو صداها و بوق ماشین شان کل خوابگاه را پر کرد.پس از مدتی که اوضاع وخیم شده بود یگان ویژه هم سر رسید و آشوب به نهایت خود رسید.بحث من توضیح ماجراهای دانشگاهمان نیست. بلکه فقط میخواهم برای یکسری دانشجو نمایی که با اعمال خود فرهنگ و شعور دانشجویی را زیر سؤال می برند ابراز تأسف نمایم.

آقای مهندس موسوی که در دوران کاندیداتوری خود اعلام نموده بودند قانون گریزی اولین قدم به سمت دیکتاتوری است و این دولت را قانون گریز و دروغ گو می نامیدند، لطفا جواب دهند شما که معتقد به قانون هستید، آیا نظامی که شما کاندید پست ریاست جمهوری آن شده بودید، قانون ندارد؟ مگر در قانون مربوط به انتخابات نیامده که کاندیداها می توانند شکایات مستند خود را به شورای نگهبان تحویل دهند؟ مگر رهبری از شما نخواست که اعتراض خود را از محافل قانونی پیگیری نمائید؟ مگر وزارت کشور نگفت: حاضریم تمامی آرای شمارش شده را در اختیار نامزدها قرار دهیم؟ اگر واقعا این اختلاف فاحش ناشی از تقلب است، آقای مدعی قانون چرا قانونی عمل نکرده به کلام رهبری بهایی نمی دهید؟
برخی می گویند آن تعداد بیشتری که نسبت به گذشته برای انتخابات آمده بودند، تنها برای تغییر اوضاع و رای به مهندس موسوی آمده اند، با قبول این نظر آیا می دانند در مرحله اول انتخابات نهم 63 درصد و در مرحله دوم 60 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند و امسال در دوره دهم 85 درصد؟ فرض کنیم تمام 25 درصدی که آمدند به موسوی رای داده اند یعنی چیزی حدود 10 میلیون، اینکه بیشتر از 13 میلیون رای آقای موسوی نیست! کجا تقلب شده؟ اگر برخلاف ادعاهای مربوط به بانک مرکزی این بار راست گفتید،پس چرا مستند ارائه نمی دهید؟

خلاصه: دانشجو آن کسانی هستند که بنا بر کلام مقام معظم رهبری در رابطه با موضوع غزه سفارت مصر را اشغال می کنند و از همان یگان ویژه هم کتک می خورند نه آنانکه در اعتراض به اعمال غیرقانونی آقایان خرد و منطق خود را رها کرده سنگ بی قانونی و بی تدبیری به سوی یگان ویژه پرتاب می کنند و با رادیو های بیگانه مصاحبه می نمایند.اینها دانشجو نما یند.
سپتامبر سال 1990 بوش پدر جدیدترین دکترین سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا را اعلام نمود: با تعبیر «نظم نوین جهانی!»
درست 11 سال بعد در 11 سپتامبر 2001 بود که حمله تروریستی مشکوکی به برج های دوقلویی که قرار بود تا چند وقت دیگر تخریب شوند صورت گرفت! جالب آنکه آن روز بسیاری از کارمندان یهودی مرخصی گرفته بودند و دست برقضا دوربین های زیادی از توریست ها همزمان به طرزی حرفه ای و اتفاقی در حال تصویر برداری از برج ها بود!
اما این ها مهم نبود مهم سخنرانی پریزیدنت بوش پسر در تلویزیون بود: «کسانی که این کارها را انجام می دهند از موهبت لیبرال دموکراسی محروم اند»! آیا این گفته با لزوم صدور لیبرال دموکراسی در جهان اسلام برای نفوذ ایدئولوژی غرب در برابر ایدئولوژی اسلام سنخیتی ندارد؟ و آیا رابطه ای با جنگ تمدن های هانتینگتون ندارد؟
چند وقت بعد از سخنرانی پریزیدنت، الیوت کوهن از متفکران بزرگ نومحافظه کار مفهوم نظریه جنگ جهانی چهارم را مطرح نمود و به دنبال آن جیمز وولسی ، مشاور بوش، اعلام نمود جنگ جهانی چهارم آغاز شده است و به مدت 25 سال ادامه دارد. اساس رویکرد آنها هم این بود که تکلیف خود را با 22 کشور روشن نمایند ، لیست کشورها اینگونه اعلام شد: افغانستان، عراق، سوریه، ایران ، عربستان ، کره شمالی،سودان، یمن، مصر و . . . تمام 21 کشور به جز کره شمالی از کشورهای جهان اسلام بودند! و این یعنی همان آغاز جنگ تمدن های ساموئل هانتینگتون در قامت طرح نظم نوین جهانی، برای القا و صدور ایدئولوژی لیبرالیسمی که به عقیده برژینسکی- مشاور امنیت ملی آمریکا در دولت کارتر و مشاور سیاست خارجی اوباما در دوران کاندیداتوری وی- بایستی به عنوان آخرین ایدئولوژی قدرتمند برای باقی ماندن آمریکا در پیکره تنها ابرقدرت نظام جهانی وجود داشته باشد و این همان دلیل تلاش و هزینه های گزاف آمریکا برای براندازی کشورهای اسلامی است. هدف از جنگ جهانی چهارم تجزیه 54 کشور اسلامی به 116کشور بود.



.jpg)
در همين حال و هوا بود که سياست خارجی مان را بر مبناي تنش زدايي تعریف نمودند و نامه نوشتند كه به ما نگوييد محور شرارت، تا داوطلبانه تأسيسات هسته اي مان را تعليق و حزب ا. . . را برایتان خلع سلاح كنيم!


هیچکدام از سردمداران آن زمان و از جمله مشاور پریزیدنت ایران مهندس میرحسین موسوی آیا از خود پرسیده اند که چرا با وجود آنكه مركز بين المللي گفتگوي تمدنها در سال 1354 در فرانسه و توسط روژه گارودي مسلمان ايجاد شده بود و اساساً اين نظريه را قبلاً گارودي با کتاب های متعدد خود داده بود، چرا ايالات متحده اين نظريه را از يك ايراني مي پسندد؟
هیچکس آیا می داند گارودی به سبب نوشتن کتاب اسطورههای بنیانگذار سیاست اسرائیل و انکار هولوکاست به پرداخت 120000 فرانک فرانسه(40000دلار)محکوم شده است؟
سؤال عمده اینجاست: گفتگوی تمدن ها با کدام تمدن؟ با تمدن جنگ طلبی که برخی از ما را تنها به سبب دفاع از منافع ملی و اصول اعتقادی مان تروریسم و محور شرارت می خواند و در عین حال خود تنها به دلیل کشته شدن 2تا 3 هزار نفر در برج های دوقلو کشتن بیش از 4میلیون نفر را در افغانستان و عراق توجیه می کند؟ با همان تمدنی که با اعتراف بوش مبنی بر عدم یافتن سلاح کشتار جمعی در عراق و علیرغم سیاست change اوباما هنوز در عراق لنگر انداخته اند؟ با تمدنی که متفکرینش تئوری جنگ تمدن ها و لزوم پیروزی لیبرالیسم را طراحی می کنند و در عین حال از گفتگوی تمدن های ما حمایت می کنند؟(یا آمریکا تعارض منافع تابلویی دارد یا گفتگو و جنگ تمدن ها هر دو در راستای یک سیاست و منافع اند)
آنگاه تاسف آورتر این است که بسیاری در داخل ساز خود را در جهتی کاملا متعارض با منافع ملی خودمان و در راستای سیاست های غرب کوک می کنند و تنها در بند واژه های خوش لعاب شعارین آنها در مانده اند. براستی آیا اینقدر درمانده و بی چیز و بی تمدن و فکر و اصالتیم که جز از آنان الگویی از خویشتن خویش نداشته باشیم؟ آیا براستی نمی توانیم باور کنیم که می توانیم بازگشت به خویشتن هویتی خویش را دوباره تجربه کنیم؟



یکی از چنج می گوید که او هم گفت و با ما نیست و یکی از سناریوی دوم انقلاب مخملین ایران می گوید و لزوم رفورم و قانونمداری! یکی هم پیدا شده و از فدرال توأم با ائتلاف میگوید و گویا نمی داند فدرال گام اول بستر سازی تجزیه طلبی ایران است می دانی؟
یک سری نقد اقتصادی می کنند و چنان وااسفا سر میدهند که گویی دیروز در بهشت رضوان بودیم و امروز در قحطی بیابان! و آنچنان بر طبل گداپروری آواز دهل می نوازند که گویی از یاد برده اند در انتخابات رياست جمهوري گذشته(84) دو کاندید از پرداخت نقدی 50 هزارتوماني و 70 هزار توماني سخن به ميان می آوردندو آیا آن موقع گداپروري نبود؟
و جالب آنکه برخی از اصلاحاتیان سبز پوش رفورم طلب مان علیرغم بوق و کرنایشان پاسخی برای این سؤال ندادند كه اگر اقتصاد در تصميم گيري هاي سياسي براي شما موضوعيت دارد، چگونه نگاه كارگزاراني راست را با نگاه چپ ميرحسين پيوند مي دهيد و در عين حال از خاتمي كه جهت گيري مشخص اقتصادي به اذعان كارشناسان اصلاحات نداشته است،
حمايت مي كنيد؟ انتقادات اصلاح طلبان از اقتصاد كارگزاراني را به خاطر داريد؟ راستی چه بر سر جبهه اصلاحات آمده كه در فيلم تبليغاتي كانديدايشان هيچ يادي از آقاي خاتمي به عنوان رهبر اصلاحات نمي شود و فقط كسري از ثانيه تنها شاهد گذر تصويری از همانی هستیم که روزی در مجلس پروژه عبور از خاتمی اش را طرح می کردند؟
{این پست یک برداشت آزاد از نشریه دانشجویی صدف است با تشکر از حامد اسماعیلی منیر}
دیشب انصافا مناظره پر حاشیه و عجیبی برگزار شد حتی اگه از شروع محکم و قوی احمدی نژاد که از همون اول معلوم بود آماده جنگه و نفس های لرزان مهندس موسوی که از غلبه ترس حکایت داشت بگذریم مباحث و گاردگیری های بسیار جالبی رد و بدل شد.

فکر نکنم نیازی شرح قضایا باشه چون فکر کنم اکثریت مردم این برنامه رو دیده باشند.
به اعتقاد من برخلاف نظر سعید حجاریان که معتقد بود شرکت موسوی در مناظره "شکست 6 بر صفر" را در پی خواهد داشت من معتقدم موسوی تو این بازی 6 بر 2 شکست خورد!
از اول بحث و طرز صحبت های کش دار و نفس های لرزان مهندس موسوی می شد اطمینان حاصل کرد که اگر میرحسین به سؤالات احمدی نژاد پاسخ بده حتما ناک اوت میشه و فاتحه! لذا دیدیم که به جای پاسخ به سؤالات احمدی نژاد تنها به تکرار یکسری شبهه و انتقادات جزئی نسبت به دولت پرداخت و در مجموع با حساب اینکه در چند جا ضعیف و خیلی بد عمل کرد سؤالات جالبی رو در تمسخر احمدی نژاد مطرح نمود هرچند دیدیم که در نهایت خودش مسخره شد که اطلاعات غلط به دستش رسیده
در مقایسه آقای احمدی نژاد هم به اکثریت سؤالات مربوط پاسخ کوبنده داد و حریف رو بدجوری زمین زد.
اینجا منصفانه لازم میدونم چند نقد به دکتر داشته باشم البته با این حساب که معمولا عمل قوی ارزش نقد پیدا میکنه و عمل ضعیف میرحسین اصلا ارزش نقد نداشت.
آقای احمدی نژاد در مرحله آخر اشتباه نمود که سبب شد 2 امتیاز حریف بگیره
آقای احمدی نژاد باید در مدیریت وقت کمی ضعیف عمل کرد و نتیجه 12 دقیقه فرصت برای میرحسین شد که تمام مباحث رو جمع کنه و یک امتیاز بزرگ بگیره آقای احمدی نژاد میتونست با زیرکی 8 دقیقه باقیمانده خودش رو 6 دقیقه کنه تا موسوی هم 6 دقیقه سؤالات تکراری خودش رو بپرسه و در نهایت تنها 2 دقیقه به میرحسین بده تا مطالب رو جمع کنهکه با این حساب مسلما نمیتونست امتیاز به این بزرگی رو بگیره
بعلاوه آقای احمدی نژاد در حین سخنرانی پایانی موسوی در حرف ایشون پرید که منجر شد موسوی استفاده کنه و بگه وقت منو نگیر این یک امتیاز دیگه برای موسوی بود ضمن اینکه از نظرها دور نمی مونه آقای احمدی نژاد به سؤال مشایی پاسخی نداد اما این در برابر سیل شبهات پاسخ داده شده دکتر واقعا قابل اغماضه ضمن اینکه موسوی به هیچ سؤالی پاسخ نداد مگر مدرک خانمش زهرا رهنورد که من معتقدم بهتر بود دکتر از این مورد استفاده نمی کرد هرچند میدونم قصد دکتر برجسته کردن افتضاحات دانشگاه آزاد و جاسبی و در نهایت باند قدرت هاشمی اه.

رئیس جمهور از طبقه ای باشد که محرومیت را لمس نموده در فکر رفاه آنان باشد، نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدر نشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان را نمی توانند بفهمند.
صحیفه امام ج 21 ص 422
مقابله با فساد کار خیلی سختی است ... لکن جرات مقابله با آن هست خب، وقتی اجزای مجموعه خودشان آلوده به فساد نباشند، طبعا جرأتشان بیشتر است.
رهبر انقلاب 2/6/87
به امید پیروزی در جهاد اکبری که همان جهاد با " اکبر" است
پی نوشت:
۱- سالگرد رحلت امام (ره) تسلیت باد
۲- میرحسین در گوشه ای از انتقاداتش از عملکرد وزیر علوم احمدی نژاد به سبب حمایت از ریاست ددانشگاه یزد با واژه قانون گریزی انتقاد نمود. همین جا لازم می دانم کوتاه اعلام نمایم آقای م.آ به جرم تجاوز به عنف توسط دادگاه قضایی به ۵۰ ضربه شلاق محکوم گردید و مدتی از تدریس در دانشگاه یزد محروم شد. هم اکنون که این فرد درخواست تدریس و حضور دوباره در دانشگاه را دارد دکتر میبدی ریاست دانشگاه یزد از اجازه حضور وی به دانشگاه ممانعت می کند و معتقد است بنده در صورت موافقت باید در دادگاه الهی پاسخ دهم ! حمایت وزیر علوم تنها حمایت از فردی وظیفه شناس است که حاضر نیست از عمل غیر اخلاقی فرد کذایی چشم پوشی کند، حتی به قیمت اخراج از دانشگاه!
ما به چنین رئیس ارزشی که اغلب موارد از ۲۳-۶ در محیط دانشگاه دیده می شود و در حال خدمت به دانشجویان بایستی افتخار کنیم نه آنکه به سبب یکسری قوانین بوروکراتیکی فاسد از آرمان اسلاممان هم غفلت نمائیم.
قرار بود که تا بعد از امتحانات پایان ترم دانشگاه ننویسم و فقط نظاره گر انتخابت باشم،اما مگه این حرکات غیرقابل پیش بینی احمدی نژاد و کم لطفی های میرحسین موسوی میگذاره؟
قبل از شروع مناظره پیامکی بهم رسید که طرفداران میرحسین بعد از مناظره با لباس های سبز به خیابون ها می ریزند!
بلافاصله دو تا مطلب تو ذهنم نقش بست
یکی خبر مربوط به حجاریان که گفته بود "عدم حضور موسوی در مناظره شکست 3برصفر و حضور شکست 6 بر صفر"خواهد بود
و یکی مبحث انقلاب های رنگی علی الخصوص مبحث گرجستان که الان نتیجه اون و فعالیت های مداخله گرانه آمریکا کاملا مشهوده

وقتی این دو خبر رو کنار هم گذاشتم نا خود آگاه حرکت احتمالی طرفداران میرحسین با سابقه ای که از حجاریان – به عنوان تئوریسین اصلاحات و عامل مدیریت استراتژیک در طرح های بحران زایی همچون مسئله قتل های زنجیره ای، بحث قانون مطبوعات، تحصن 26روزه مجلس و یا واقعه 18 تیر - به یاد داشتم رو با صراحت تمام تعبیر به سناریوی دوم انقلاب های رنگی کردم[1]
برقراری شرایط نا امن در زاهدان، دولت را اقتدارگرا خواندن،پوشیدن رنگ متحد، دعوت از تمام مخالفین با شرایط نظام ، اپوزیسیون ها و روشنفکر نماها و هزاران مورد دیگر به جد الگو برداری بسیار ناشیانه و در عین حال دقیقی است از انقلاب های رنگی در صربستان(انقلاب بولدوزر) و گرجستان(انقلاب گل رز)!


حالا چند میلیون دلار! هزینه این انقلاب شده و خانه آزادی و بنیاد کارنگی و ویلسون و سوروس چه حمایت هایی از این روند در ستادها کردند و از داخل چه کسانی هدف براندازی دشمن رو حمایت نمودند چیزهایی اه که فقط گذر زمان نمایان می کنه.
اما شباهت ستاد میرحسین موسوی و کروبی با الگوی انقلاب های رنگی و براندازی نظام جمهوری اسلامی![2]
صربستان: 25 سپتامبر 2000 در صربستان برگزاری انتخابات بود،" میلوسویچ" در برابر "کوشتونیتسا "
با آغاز جو انتخابات عاملان انقلاب رنگی در صربستان حمایت خود را از "کوشتونیتسا" اعلام نمودند و "میلوسویچ" را اقتدارگرا و دیکتاتور نامیدند.
در کریسمس 2000 روی دیوارهای صربستان نوشته می شد: «سال 2000، سال یک خواهد بود»، مدتی بعد نوشته های «ما همچنان مراقب رفتار شما هستیم» که روی دیوارها نقش بسته شده بود با sms فراگیر شد، اداره مرکزی رادیو و تلویزیون دولتی با بولدوزر ویران شد و از آن به بعد تی شرت هایی با عکس بولدوزر آرم شد: «درون همه ما بولدوزری خفته است» به همین سبب هم انقلاب رنگی صربستان را انقلاب بولدوزر می نامند.

گرجستان: در گرجستان شبانه صدها پلاکارد نصب شد با عنوان "کمارا" به معنای "بس است"
در ژانویه ۲۰۰۶ میخائیل ساكاشویلی با ۹۶ درصد آرا سومین رئیسجمهور گرجستان شد
قانون اساسی تغییر کرد و قدرت رئیس جمهوری افزایش یافت
اما در ایران: میرحسین موسوی اعلام نموده که قانون گریزی اولین قدم به سمت دیکتاتوری است
بنا به تشویق یک شبکه ماهواره ای روی دیوارها و مخصوصا اطراف حسینیه ها نوشته شد: «ما هستیم»[3] و اخیرا بر روی پوستر های تبلیغاتی شعاری مشاهده می گردد که 22 خرداد دوم خردادی دیگر، تغییر در قانون اساسی و . . .
میرحسین موسوی مرتب به صدا و سیما ایراد گرفته معتقد است دلیل 20 سال سکوت وی صدا و سیما است
کروبی از اعدام کودکان در ایران می نالد و از حمایت عبدالکریم سروش استقبال می کند
حال آنکه عبدالکریم سروش در 20 /2/88 نظر خود را در مورد حکومت اسلامی اینگونه ابراز داشته است: "حکومت اسلامی اگر به معنای حکومت فقیهان باشد به نظر من غیر اخلاقی ترین حکومت جهان خواهد بود، چرا که حکومت فقیهان استبداد را نه فقط حق فقیه بلکه تکلیف می داند! که مملوک ترین و موحش ترین استبداد است."
رنگ حامیان کروبی رنگ سفید و گاهی نارنجی و صورتی است و رنگ حامیان و طرفداران میرحسین موسوی رنگ سبز!
جالب آنکه روزنامه اعتماد ملی هم در یکی از مطالب خود اشاره ای در حمایت از حرکت انقلاب های رنگی در ازبکستان نموده بوده است. روزنامه اعتماد ملی در شماره مورخ 2/7/1385 خود با درج مطلبی در مورد تولیب یعقوبف(عنصر برانداز حاکمیت) و خانه آزادی(freedom house) ، در وصف این عنصر ازبک وابسته به آمریکا چنین می نویسد : " تولیت یعقوبف یکی از مشهور ترین فعالان حقوق بشر در ازبکستان است... جایی که انجام فعالیت های حقوق بشری در آن بسیار محدود و مشکل است" .
این روزنامه همچنین در کادری دیگر ،اقدام به درج مطلبی در رثای خانه آزادی می نماید. این روزنامه در مورد خانه آزادی این گونه می نویسد: "خانه آزادی . این نام نهادی مستقل و غیر دولتی است که چنانکه از نامش بر می آید ، برای گسترش آزادی در جهان فعالیت می کند...تشکیل این سازمان فعال بین المللی به 60 سال پیش بر می گردد. زمانی که الینور روزولت ، وندل ویکلی و چندین تن از شخصیت های آمریکایی که خود را در برابر تهدید صلح ، آزادی و دموکراسی مسئول می دیدند ، تاسیس شد..."
وقت اینها رو در کنار هم بررسی می کنیم از اهداف شوم برخی اطرافیان این کاندیداها چیزهای زیادی دستگیر آدم میشه، آدم درمونده میشه آقایون به فکر مردم و این نظام اند؟ یا تشنه قدرت و پست و مقام؟ دنبال عمل به حرف های امام خمینی و خامنه ای هستند؟ یا فقط می خوان یه چیزی از این پیکی جامعه نصیب خودشون کنند. یعنی اینقدر مردم و امام و انقلاب و ... بی لرزش اند؟
[1] - سناریوی ناکام اولین انقلاب رنگی در ایران معروف به انقلاب صورتی و انقلاب مخملی ایران با عناصری چون هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو همراه با حمایت بنیاد سوروس جهت بر اندازی نظام جمهوری اسلامی ایران طرح ریزی گردیده بود، جالب آنکه پس از دستگیری هاله اسفندیاری موجی از مخالفت جهت آزادی وی در خارج از کشور شروع می گردد و کسانی از جمله کاندولیزا رایس ، هیلاری کلینتون و باراک اوباما با بیانیه های جداگانه ای خواستار آزادی وی می شوند.27 تیر 1386 اعترافات هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و کیان تاجبخش از شبکه یک صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.
[2] - ناگفته نماند که برخی فعالیت های ستاد آقای کروبی هم از این قاعده مستثنی نیست
[3] - البته جوانان ایرانی هم بیکار ننشستند و هرجا چنین شعاری دیدند در اول آن کلمات "غزه" یا "شهدا" را قرار دادند که خوانده می شد"غزه ما هستیم"،"شهدا ما هستیم"
30 سال است که با مشکلات متعدد اقتصادی دست و پنجه نرم نموده ایم
و 30 سال است که هنوز راه حل مناسبی جهت رفع این معضل نیافته ایم!
30 سال فرصت اندکی نبوده است برای آنکه کشور را عرصه آزمایشات متعددی کرده باشیم و به نتیجه مناسبی برسیم، اما آیا به نتیجه مناسبی رسیده ایم؟ آیا جز نسخه برداری از الگوهای متعدد اقتصادهای لیبرالیستی(سرمایه داری) و سوسیالیستی گام دیگری در جهت پیشبرد نظام مان برداشته ایم؟
و سؤال مهم تر آنکه آیا در مخیله اقتصادی آقایان چیزی بنام الگوی اقتصاد اسلامی می گنجد؟ آیا جز نام های بزرگانی چون آدام اسمیت و ریکاردو،سن سیمون و پرودون نامی از شهید محمد باقر صدر و شهید بهشتی شنیده اند و آیا از مؤلفه های دکترین اقتصادی آنان چیزی می دانند؟
و یک سوال دیگر آیا این مشکلات همه تقصیر احمدی نژاد است یا تقصیر ساختار اشتباه و نامتناسب اقتصادی کشورمان؟
آقای احمدی نژاد
هرچند دولت جنابعالی در راستای سخنان امام خمینی عزم راسخ خود را در جهت خدمت به قشر محروم و ولی نعمت جامعه نمود و از طعنه دوست و دشمن و خطاب های گدا پروری و توزیع فقر، از بار تکلیف شانه خالی ننمود چونانکه امام خود فرمود ما مامور به تکلیفیم نه نتیجه! و هر چند که دولت نهم گام هایی استوارتر و نزدیک تر(نسبت به دولت های سازندگی و اصلاحات) در راستای دستیابی به افق های آرمان انقلاب اسلامی و نزدیکی به مؤلفه های ماهیتی مکتب و ایدئولوژی انقلابی مان برداشت و اتومبیل در مسیر 16ساله رو به بیراهه ی نامانوس با مکتب امام و انقلاب را اندکی به سمت جاده آسفالته ی آرمان انقلاب هدایت نمود...
اما قدم گذاردن در آسفالت ایدئولوژی مان را هنوز مسیری بسیار و طولانی است . . .!
آقای احمدی نژاد
هرچند تلاش دولت جنابعالی حرکت در مسیری بود که امام در زمان حیاتشان آنرا ترسیم نموده بودند اما بایستی گفت نه تنها کار بسیار دشوارتر از اینهاست که مسیر کنونی جنابعالی در واقع ادامه مسیر امام نیست! چرا که در دوران پس از امام "یک عده ای سازندگی را اشتباه فهمیدند" و عده ای به " گرایشات سکولاریستی که متاسفانه باز داشت در بدنه مدیران کشور نفوذ میکرد" قائل بودند. لذا این مسیر مسیر امام نبود که انحراف از جاده امام بود! و اکنون دولت نهم به جای ادامه آن مسیر بیراهه به سمت جاده امام در حال حرکت است به سمت جاده امام(از بیراهه) نه در جاده امام! 16 سال با الگوهای دیگران در جاده خاکی های دیگران قدم می زدیم و می پنداشتیم بر آسفالت دیگران قدم میگذاریم و اکنون به یاد آورده ایم این جاده آسفالته نیست و بیراهه است!
آقای احمدی نژاد
تا قدم در مسیر آرمان امام و انقلاب راه بسیار است و تکلیف بی شمار! پس مپندارید که در مسیر امام قدم گذارده ایم که نه! به سمت مسیر امام سوق یافته ایم و گرایش و تمایل ! چه بسا که این بهتر از ادامه آن راه بیراهه است.
30 سال از عمر انقلاب می گذرد و هنوز بسیارند کسانی که قادر نیستند تصور کنند میان آنچه سوسیالیسم و لیبرالیسم می نامیم مکتب و هویت سومی بنام اسلام هم وجود دارد هنوز امثال حجاریان و گنجی و مرعشی و آرمین و . . . بسیارند که قائل به اسلام نیستند حال آنکه کسانی چون هانتینگتون وجوزف نای و گری سیک و برژینسکی انقلاب ایران و مکتب اسلام را در ماهیت یک ایدئولوژی و تفکر نو و خطرناک برای لیبرالیسم می شناسند
در مبارزات انتخاباتی کنونی که همه از خاطرات با امام بودن و لطف و مهر امام سخن می گویند بر نام و یاد امام جز بی مهری نمی بینیم
زمانی زمان پس از پیمبر بود و ابوهریره برای فروش پیازهای شریکش حدیث از پیغمبر جعل مینمود و امروز زمان پس از امام خمینی؛
زمانی زمان حضرت علی بود و زبیر خود را یار پیغمبر می دانست و از زخم هایی که در جنگ های اسلام خورده بود هزینه می نمود و امروز زمان آیت ا. . . خامنه ای.
روزگاری دوران خلفا و معاویه ها و یزیدها بود و اسلام محمد در مسیر انحراف جاعلان و مفسران گمراه حدیث به بیراهه می رفت و امروزه اسلام ناب محمدی که امام خمینی آن را با اسلام آمریکایی تفکیک نموده بود به همان مسیر!
اما آن زمان را هم پس از قتل حسین فردی بود چونان مختار که بنام احیای اسلام محمدی و مبارزه با اسلام یزیدی قیام نماید تا مسیر رو به انحراف را جانی دوباره بخشد و با تقدیم آن در دستان امام باقر و امام صادق (ع) اسلام را از انحطاط نجات دهد و امروز هم پس از امام فردی هست .
آقای احمدی نژاد
نسبت به تمام مدعیانی که از امام تنها یادش را به یدک میکشند نه کارش را به صراحت می توان گفت تلاش این دولت نزدیک به عملکرد و تلاش و زحمات دوران انقلاب است و فقط نزدیک به دوران !
احمدی نژاد ایده آل من نیست
چون مسیرش کاملا مسیر امام و انقلاب نیست ، اما در شرایط کنونی نزدیک ترین مسیر به امام و انقلاب است!
آقای احمدی نژاد
اگر مردم این میهن بار دیگر جهت رسیدن به آرمانهای امام با شما تجدید میثاق نمودند بدانید که تکلیفی بسیار سنگین تر در راستای رسیدن و قدم در مسیر امام و انقلاب خواهید داشت
چرا که هم اقتصاد و هم فرهنگ و هم بسیاری موارد دیگر ما هنوز سالهاست که از رنگ انقلاب و امام و آرمان اسلام رنگ باخته اند.

