
و اذ قتلتم نفسا فاداراتم فیها و الله مخرج ما کنتم تکتمون
و به یاد آرید وقتی که نفسی را کشتید و یکدیگر را در موضوع آن متهم کرده و نزاع برانگیختید و خداوند رازی را که پنهان می کردید آشکار نمود.
محاکمه عطریانفر و ابطحی، عدم حضور کروبی و رضایی و هاشمی و موسوی و . . . در مراسم تحلیف ریاست جمهوری، نامه علی مطهری به آیت الله جنتی، نامه رضایی به آیت الله شاهرودی، به نعل و میخ زدن لاریجانی و یار گیری های اطرافیان وی . . . .
و هزاران رخداد سرشار از تاسف که الان به یادم نمی آید
هفته پربحثی داشتیم
هفته ای شفاف که خیلی چیزها رو برای بعدها روشن کرد
این هفته جرقه ای بود برای شعله ها و گروه بندی های آینده
گذشت و چه زیبا گذشت
اما از همه اینها مهمتر مراسم تحلیف ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد بود، مراسمی که جای خالی خیلی ها رو برجسته کرده بود
بار دیگر می خواهم برای دکتر بی پرده و بی تعارف بنویسم
آقای دکتر
4 سال گذشت و 4 سال در پیش رو – و اکنون مائیم و میانه راهی سنگین تر و پر مسئولیت تر از گذشته های یادگار راه آینده ای در پیش رو

آقای دکتر یادمان نمی رود روزهای اول تبلیغات نامزدهای 84 را !
روزهایی که کسی محمود را نمی شناخت و ستاد محمود برخلاف سایر ستادها هیچ نداشت و در اصل همه چیز داشت چرا که صداقت داشت
روزهایی که بچه ها بسیجی وار از همه چیزشان گذشتند تا شاید اندکی به وظیفه و آرزو و امید ها و آرمان های خود نزدیک تر گردند
روزهایی که گذشت سرشار از خاطرات و سختی ها و امیدها
و گذشت...
تا آن روز که تحلیف ریاست جمهوری احمدی نژاد بود و الحق که از انتخاب و تلاش و زحماتمان پشیمان نشدیم، هرچند ایراداتی هم بر برخی از عملکردهای دولتت داشتیم ، اما نیمه خالی لیوان ما را از امید ناامید ننمود
شیرین ترین نکته ای که از آن روز در خاطره ها ماند بوسیدن دستان رهبر معظم انقلاب در آن مراسم بود چرا که از زمان رجایی تا آن زمان رئیس جمهوری دست رهبری را نبوسیده بود .
و گذشت
4 سالی که سرشار بود از خاطرات و شادی ها و غصه ها و خجلت ها
و گویی در انتهای همین دولت نهم بود که مشایی را می خواستند معاون اول کنند
آقای دکتر
افتخار جوانان ارزشی و حامی شما همین است که با رئیس جمهور مردمی شان به عنوان رئیس جمهوری مردمی سخن می گویند و با او هیچ تعارفی ندارند چرا که وی را نماینده همین مردم می دانند نه دوستی های طولانی وی با دوستان هم مدرسه ای اش
آقای دکتر از شما که در جستجوی دیپلماسی فعال بوده از مواضع قدرتمند استراتژیکی سخن می گوئید، بعید بود مشایی حتی اگر نوری زاده هم باشد مهره سوخته ای بود که مردم او را به چشم لکه ای ننگ می نگریستند و شما نماینده این مردمید جهت تحقق خواست های همین مردم!
آقای دکتر یادمان نرفته در موضوع دوستی با مردم اسرائیل حضرتعالی که در مواضع مربوط به اسرائیل صراحتا موضع گیری می نمودید چگونه تعلل ورزیدید و سکوت نمودید تا آنکه سرانجام سخن رهبر انقلاب فصل الخطاب موضوعی به این شفافیت و کوچکی شد و این شایسته جنابعالی نبود
آقای دکتر از این ماجرا هم بگذریم ماجرای معاون اولی مشایی برایمان بسیار سنگین تر بود، نمی دانیم دهن کجی تان با که بود؟ مجلس یا . . .؟
اما می دانم شایسته نبود رهبر انقلاب برای مسائل چنین پیش پا افتاده ای وارد عرصه گردند
آقای دکتر گذشت...
و باز فصل الخطاب رهبری بود که چراغ راهمان بود.
و با تمام صراحت می گویم که این گله های من بخش خالی لیوانی است که در حد رفع تشنگی سیرابمان می کند ، اما می توانست از این هم پرتر باشد.
آری افتخارات این دولت آنقدر هست که بتوان از این مسائل چشم پوشید ولی می شد این مسائل هم نباشد که ای کاش نبودند.

کلام آخرم را اینگونه خطاب دارم:
همه این گله های قابل چشم پوشی را تنها از این رو نوشتم که بگویم با رئیس جمهور محبوب و مردمی مان هرچند مردمی و محبوب، هیچ تعارفی نداریم و او را تنها مدیر اجرایی بهسازی مسیر رو به پیشرفتی در جهت حرکت در بزرگراه ولایت فقیه می دانیم ضمن آنکه خرسند و مفتخریم مدیر اجرایی مان اینچنین فعال و کوشاست.
و همچنین می خواستم بگویم تجربه 8 سال پیش را چونان سندی گشوده همواره در جلوی خود داشته باشیم تا مبادا خطای گذشته را دوباره تکرار نمائیم و به جای مردمی منصبی گردیم .
پی نوشت:
۱- از اینکه نتونستم وبلاگم رو تو این مدت به روز کنم صمیمانه از دوستان عذر خواهی می کنم آخه حسابی این روزا درگیرم!
۲- نامه علی مطهری به آیت الله جنتی علیرغم آنکه چهره سهم خواه نان به نرخ اصولگرایی خوری چون علی مطهری را به خوبی روشن نمود، درس های مهمی را نیز به همراه داشت که تنها می بایستی صبر کنیم تا ببینیم تاریخ چه ورق های زیبای دیگری را نیز برایمان گشوده خواهد نمود
